أبو الحسن الشعراني
182
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
مدخولات و مفروضات باشد . بعضى دگر گفتند : اين هيچ واجب نيست و اين بر سبيل تبرّع و احسان است و امر بر وجه ندب است . علّامه شعرانى : احسان به معنى نيكوكار بودن ، دليل بر استحباب نيست ، بلكه خداى تعالى از همهكس خواست محسن نيكوكار و متّقى پرهيزكار باشد و بر ايشان اين دو صفت را واجب فرمود كه : إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ « 1 » [ و ] وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً « 2 » و احسان را در مقابل اسائة نهاد : إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها « 3 » و در صورتى احسان را دليل ندب توان گرفت كه هرگز در واجب استعمال نشده باشد . بنابراين كلمهء « حقا » و « للمطلقات » به معنى خود است كه وجوب باشد . « 4 » أَوْ يَعْفُوَا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكاحِ . « 5 » مؤلف : و نيز گفتند : مراد آن است الذى بيده عقدة نكاحه أي نكاح نفسه و لكن چون لام تعريف درآورد اضافه ترك كرد ، چنانكه نابغه گفت : لهم شيمة لم يعطها اللّه غيرهم * من النّاس و الأحلام غير عوازب علّامه شعرانى : نابغه شاعر جاهلى است و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را در نيافت و اين بيت دلالت بر آن دارد كه خداشناس بوده ، معنى آنكه ايشان را خوى و خصلتى است كه خداى به ديگر مردمان نداد و خرد ايشان پنهان و پوشيده نيست . « 6 » مؤلف : و امّا مذهب ما و آنچه از ائمه روايت كردهاند از باقر و صادق عليه السّلام آن است كه آن ولىّ زن باشد و ولىّ به نزديك ما پدر بود و جدّ باوجود پدر بر بكرى كه نابالغ باشد
--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 90 . ( 2 ) . عنكبوت ( 29 ) آيهء 8 . ( 3 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 7 . ( 4 ) . همان . ( 5 ) . بقره ( 2 ) آيهء 237 . ( 6 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 263 .