أبو الحسن الشعراني

18

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

بسيار شيرين و خواندنى است . لذا به ذكر چند خاطرهء شنيدنى از زبان آن بزرگوار دربارهء مرحوم علّامه شعرانى مىپردازيم . ايشان مىفرمايد : امّا اين‌كه من به خدمت ايشان رفتم و انس پيدا كردم ، اين بزرگوارى را مرحوم آقاى آقا شيخ محمد تقى آملى فرمود . ايشان جناب آقاى شعرانى و آقاى قمشه‌اى را به من معرّفى كرد و فرمود : اگر بتوانيد محضر آقاى شعرانى را درك كنيد اشباع مىشويد . خيلى از ايشان تمجيد كرد . من ايشان را هيچ نمىشناختم ، تازه از آمل به تهران آمده بودم . من رفتم به آدرسى كه جناب آقاى آملى داده بودند . ديدم يك آقا شيخى به صورت يك ملّاى دهى ، يك كسى جلو محراب نشسته ، ما هم سلام كرديم و به انتظار نشستيم كه آقاى شعرانى بيايد . موقع اذان شد ، جمعيتى بودند . آن آقاى شيخ هم رفت محراب . از يكى از آقايان كه در صف نماز ايستاده بودند پرسيدم ، آقا ! اين پيشنماز اسم شريفشان چيست ؟ آن آقا گفت : آميرزا ابو الحسن شعرانى . گفتم : ايشان آقاى شعرانى هستند ؟ گفت : بله . خيلى آدم زاهد و وارسته ، نماز كه خوانده شد ، رفتم حضور شريف ايشان ، عذرخواهى كردند كه من وقت ندارم و نمىتوانم ، بالأخره بعد از چندبار رفت‌وآمد خدمت ايشان ، فرمود : من مكاسب و رسائل مىگويم . اين درس‌ها اگر به كارتان مىآيد شركت بكنيد ، امّا [ اگر ] درس ديگر بخواهيد من نمىرسم . گفتيم : خوب برويم . اوّل مكاسب و رسائل بود . گفت : مىخواهيم شروع كنيم . ما هم رفتيم . « 1 » و باز مىفرمايد : ما يكى از بركاتى كه در محضر مباركشان داشتيم ، اين بود كه به توفيقات الهى يك دوره تفسير مجمع البيان را خوانديم ، با لغت و قرائت و اعراب و حجّت ، همه‌وهمه كه بيش از دو سال طول كشيد . وقتى مجمع‌البيان تمام شد و تفسير سورهء قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ « 2 » به پايان رسيد ايشان هشدار داد و فرمود : ببين آقا ! تفسير تمام شد و جناب طبرسى و ( كه امين‌الاسلام طبرسى است ) و تفسير مجمع البيان كه خود ايشان در ابتداى مجمع دربارهء آن فرموده‌اند : « هو القدوة أستضيىء بأنواره و أطأ مواقع آثاره » ، از اين همه مفسّرين و كتب تفسير نقل كرد ، امّا از تفسير منسوب به

--> ( 1 ) . نور علم ، ش 50 - 51 ، ص 28 . ( 2 ) . ناس ( 114 ) آيهء 1 .