أبو الحسن الشعراني

156

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

بگذارند مدّتى بر آن بگذرد ، اگر دو ثلث آن به آتش رفته باشد ، هرچه بماند مسكر نخواهد شد ، اگرچه يك سال بگذرد و اگر اندكى بجوشانند و بگذارند ، سكرى ضعيف در آن پيدا مىشود و بعض اطبّا آن را جمهورى مىنامند و آن هم حرام و نجس است . و آب كشمش و خرما نيز چنين است . و آن‌كه به آتش بجوشد و كمتر از ثلثين آن برود دو احتمال است : يكى آن‌كه به جوش آمدن به آتش حرام و نجس شده است ، حتّى آن‌كه گرم‌گرم از ديگ بردارند و بنوشند ، جايز نيست . دوم آن‌كه نجس نمىشود ، مگر آن‌كه به ماندن و به جوش آمدن به خودى خود آغاز اسكار در آن پديد آيد و از غالب روايات احتمال دوم ظاهر مىشود . امّا فقها گويند : آب انگور چون به آتش به جوش آيد ، حرام است ؛ بر آن اجماع نقل كردند . پس اجتناب از آن لازم است . امّا در آب كشمش و خرما [ ى ] جوش آمده به آتش چون اجماع نيست ، مىتوان گفت نجس و حرام نيست ، مگر به آن‌كه مدّتى بگذرد و در آن جوشش پديد شود بىآتش و به اصطلاح كف كند . و به نظر ما ، حرمت و نجاست متلازم با يكديگرند و آن‌كه خود به جوش آيد به زوال ثلثين پاك مىشود . و در حواشى كتاب اشربهء وافى نيز شرحى گفته‌ايم . « 1 » مؤلف : « و الخمر جماع الإثم و أمّ الخبائث و مفتاح الشّر » ؛ خمر مجمع بزه است و مادر پليدىهاست و كليد همهء شرهاست . علّامه شعرانى : در اينجا چند سؤال است : يكى آن‌كه تداوى به نوشيدن مسكر جايز است يا نيست ؟ جواب آن‌كه بعض فقهاى ما ، اگر شفاى مرض منحصر بدان باشد ، تجويز مىكنند ، و حقّ آن است كه هيچ‌گاه اين معنى محقّق نباشد و هرجا كه به مسكر علاج توان كرد ، دواى ديگر نيز هست و انحصار فرضى غيرواقع . سؤال دوم مخمّر آب‌جو پاك است و حلال يا نجس و حرام ؟ جواب آن است كه

--> ( 1 ) . همان ، ص 188 .