أبو الحسن الشعراني
138
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
اصحاب را گفت : برخيزيد و چيزىكه داريد از هدى بكشيد و سر بتراشيد . گفت : و اللّه كه هيچكس برنخاست تا رسول صلّى اللّه عليه و آله سه بار باز گفت و هم كسى فرمان نبرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله دلتنگ شد ، برخاست و در خيمهء امّ سلمه شد و گفت : يا امّ سلمه ، ديدى كه اينان چه كردند ؟ سه بار فرمودم كه هدى بكشيد و سر بتراشيد فرمان نبردند . امّ سلمه گفت : يا رسول اللّه ، تو بيرون رو و هدى خود بكش و حلّاق خود را بخوان تا سرت را بتراشد و به ايشان هيچ مگو . رسول صلّى اللّه عليه و آله از خيمه به درآمد و با كس سخن نگفت تا هدى خود بكشت و حلّاق را بخواند و سر بتراشيد و تقصير كرد ، اصحاب كه آن ديدند ، درافتادند و هركسى هدى خود بكشت و بعضى سر بعضى مىتراشيدند و دلتنگ و غمناك بودند از آنكه در فرمان رسول صلّى اللّه عليه و آله توقّف كرده بودند . علّامه شعرانى : اين سخن دلالت بر آن ندارد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله وجه تدبير نمىدانست و امّ سلمه او را آموخت . و اگر مفادّ روايت اين باشد ، صحّت آن را انكار مىكنم ؛ چون راوى از قصد آن حضرت در رفتن به خيمهء امّ سلمه آگاه نبود و از اينكه خود رسول صلّى اللّه عليه و آله از اين تدبير غافل بود هم خبر نداشت . « 1 » فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ . . « 2 » مؤلف : در اين خلاف كردند ؛ بعضى گفتند : آن كس را گفت كه ممنوع باشد چندان مدّت كه حجّ از او فائت شود ، آن حجّ را عمره كند و حلال شود . پس تمتّع كند به آن عمره به حجّ سال آينده . و اين قول عبد اللّه زبير است . علّامه شعرانى : مذهب ما در تمتّع و مذهب همهء مسلمانان است كه از اوّل نيّت عمرهء تمتّع كند و پس از عمره محلّ شود و باز احرام حجّ از سرگيرد . و نيز جايز مىدانيم براى كسى كه ابتدا نيّت حجّ مفرد كرد ، آن را عدول به عمرهء تمتّع كند . و اهل سنّت جايز نمىدانند و فرق ميان آنها نظير فرق كسى است كه اوّل نيّت ظهر كند و
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 196 .