أبو الحسن الشعراني

119

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ . « 1 » علّامه شعرانى : اگر گويى : مردم عبادت مىكنند ، امّا مقابلهء محبّت را از خداوند نسبت به خود ادراك نمىكنند و عبادت آنها مانند عبادت بت‌پرستان است ، چون هر دو جواب معبود را نمىشنوند و اظهار محبّت مىكنند و مقابلهء محبّت را از طرف محبوب درنمىيابند ، گوييم : آنها اهل ظاهرند ، امّا اهل باطن و سير و تهذيب نفس جواب الهى را مىشنوند به طرق بسيار ، مثلا به اجابت دعوات چند بار مكرّر ، چنان‌كه يقين مىكنند خداى تعالى به دعاى آنها عنايت فرموده است يا به رؤياهاى صالحه و بشارت‌ها به زبان اوليا و كشف معانى كه بىعبادت و توجّه از كشف آن عاجز بودند و امثال آن . و اينها براى سالك مبتدى است ؛ و امّا منتهى ، خود محبّت الهى را واضح مىيابد . « 2 » وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ . « 3 » مؤلف : سدّى گفت : مراد عمل عمّال است در دنيا ؛ يعنى عمل سلطان ، اين وزير است و آن عميد و آن مستوفى و آن مشرف و اين امير ، فردا امير را از امارت « 4 » امارت « 5 » حرمان و خذلان حاصل بود و وزير بىموازر و معاون ماند و عميد بىعمده و مستوفى مستوفى الحقوق شود و مشرف مشرف بود بر هلاك ، هر دست‌آويزى و متمسّكى كه در دنيا به دست آورده باشند ، فردا از دست ايشان برود و دست ايشان از آن گسسته شود . علّامه شعرانى : وزير در آن عهد به منزلهء صدراعظم و نخست‌وزير در زمان ماست و عميد به منزلهء رئيس بلديّه و مستوفى آن‌كه حساب خراج و دخل و خرج را رسيدگى

--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) آيهء 54 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 407 . ( 3 ) . بقره ( 2 ) آيهء 166 . ( 4 ) . حكومت . ( 5 ) . نشانه و علامت .