أبو الحسن الشعراني
114
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)
دلالت دارد . و بنابراين ، تخصيص شهدا براى آن است كه به خداوند تعالى نزديكترند و بهجت و كرامت آنها بيشتر . انتهى . « 1 » و ما گوييم : صحابه و تابعين و ساير علماى منقول ، اصطلاح جوهر مجرّد و امثال آن را به كار نمىبردند ، امّا عمل و رفتار و عقايدشان دلالت بر آن دارد كه روح را جوهر مستقلّ مىدانند ؛ چون همه براى مردگان خيرات مىكردند و قرآن مىخواندند و در روايات ترغيب به آن شده و هيچكس با بدن مردگان معاملهء زنده نمىكرد . پس براى او نوعى حيات ديگر قائل بودند ؛ مثلا قبر را گرم نمىكنند كه مرده در زمستان سرما نخورد يا غذا براى او در قبر نمىگذارند و باز معتقدند خداوند بكرة و عشيّا به آنها غذا مىدهد ؛ پس مقرّ بودند [ كه ] نوع غذاى آنها طور ديگر است و معتقد بودند كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله سعد معاذ را ديد با حورى معانقه مىكند و خودشان نمىديدند . پس حيات او را نوع ديگر غير حيات دنيوى مىدانستند . و هكذا . « 2 » مؤلف : و ابو هريره روايت مىكند از رسول عليه السّلام كه او گفت كه زمين از خون شهيد خشك نشده باشد تا دو حور العين از بهشت بشتابند ، مانند دو مرغ كه بچهء ايشان بر زمين افتاده باشد ، هر يكى با حلّهاى از حلّههاى بهشت كه بهاى ايشان بيشتر باشد از هر متاعى كه در دنياست . علّامه شعرانى : دليل تجرّد روح است مستقلّ از تن . « 3 » إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ . « 4 » مؤلف : أمال الكسائي في بعض الروايات النون من « إنّا » و اللام من « للّه » ، و الباقون بالتفخيم .
--> ( 1 ) . انوار التنزيل ، ج 1 ، ص 155 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 378 . ( 3 ) . همان ، ص 379 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 156 .