أبو الحسن الشعراني

103

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

طرف خدا و مطالب آن را تعبّدا بايد پذيرفت . و حكمت آن‌چه عقل بدان راه دارد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بسيار دليل عقلى بر معارف آورد و عقول مردم را هدايت كرد ، بلكه در خود كتاب ترغيب به تعقّل فرمود . و كتاب مقدّم بر حكمت است در ذكر و تعلّم ؛ چون تا قرآن نيامد ، عقول مردم پرورش نيافت . و مؤخّر است ؛ چون تا عقل نباشد ، كتاب سود ندارد . « 1 » إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ . « 2 » مؤلف : ابراهيم گفت : گردن نهادم يا خالص گردانيدم دين خود را با تسليم كردن خود را براى پروردگار عالميان تا هرچه خواهد مرا فرمايد و در حقّ من اجرا كند ؛ فإن شاء أحياني و إن شاء أماتني . علّامه شعرانى : خداوند پس از مذمّت طريقهء يهود و نصارى ، مدح اسلام فرمود كه دين انبياست و از حضرت ابراهيم باقى مانده است و مبناى اسلام بر آن است كه سعادت و آخرين غايت انسان انقياد و طاعت است و مذهب يهود غير اين است ، چنان‌كه گفتيم . و مذهب نصارى نيز [ مانند ] اسلام نيست ؛ چون اطاعت احكام الهى را موجب نجات نمىداند ، بلكه گويند : كشته شدن مسيح كه اقنوم دوم است ، موجب نجات شد . « 3 » قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ . « 4 » مؤلف : قال قتادة : هم ( الأسباط ) يوسف و إخوته بنو يعقوب ، ولد كلّ واحد منهم

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 1 ، ص 333 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 131 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 222 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 131 .