محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
799
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
تا آرزوى مرگ آنها را بكنند ؟ آيا اين انگيزهاى براى خيانت و دورويى آنان با زنانشان نمىشود ؟ از اينرو است كه به آنها اجازه مىدهيم تا از انسانيّت در شخص زنان خارج از قانون ، وسيلهء محض و ابزار بهرهورى بسازند كه به هيچ وجه چنين حقّى را ندارند و در نتيجه - بهطور مختصر - نوعى از بردگان گردند ! با اين همه ، براى ما روشن مىگردد كه هيچ نوع اخلاق مجاز با منع سرسختانه در اين زمينه ( چندهمسرى ) اتفاق نمىافتد ، بلكه عكس آن را برطبق نظر بسيارى از قدّيسين و پيامبران در كتاب مقدّس مجاز مىبينيم . احتمال دارد ، جوامعى كه چندهمسرى را لغو كردهاند ، اين حرمت را از پيروى فرد و افراد بيشتر گرفتهاند تا از پيروى دينى و شرعى . ولى سؤال اين است كه آيا اين لغو چندهمسرى به راستى با واقعيّت سازگار است ؟ اين مطلب مورد ترديد است و بگذريم از اينكه از جنبهء عملى بيشتر گسترش يافته و به روش ظالمانه بيشتر و انحراف بيشتر در نزد همان جوامعى كه بر اين عقيدهاند ، برعكس كسانى كه آن را مشروع مىدانند . امّا از جمله تناقضگويى آنها اينكه ازدواج مردى را با زن ديگر ممنوع مىدانند ، در همان حال به صورت گسترده ، زنا و رفيق گرفتن زنان و انواع روابط آزاد را مجاز مىدانند ! با اين شرط كه عقد رسمى بين دو طرف نباشد تا ارتباط شرعى پيدا كنند . آيا اين سقوط و انحطاط تدريجى در سقط جنينها و شمار هولناك بيمارىهاى جنسى و كودكان مطرود و زنا و روابط نامشروع آشكار و پنهان ، و بسيارى از انواع بدبختىهاى نظير اينها همگى نتيجهء منطقى همين بدعت قانونمند نيست ؟ بىترديد ما بايد به بدىهاى چندهمسرى از قبيل غيرت و كينهتوزىهاى متقابلى كه در پى دارد ، نه تنها ميان همسران ، بلكه بين فرزندان از نظرى ، اعتراف كنيم . ولى آيا اين دليل در پيآمد روابط متعدّد نامشروع نيز قابل توجّه نيست ؟ وانگهى ، اين اختلاف در حالات عادى بين اولاد از جهات مختلف بلكه بين برادران و خواهران از يك پدر و مادر وجود ندارد ؟ حقيقت اين است كه تمام اين عيبها جنبهء عاطفى دارد و با تربيت و تأديب رفع آنها ممكن است ، و اين عيبها در مقايسه با عفونتهاى ديگرى كه باعث بدبختى جوامع متجدّد شده ، بسيار ناچيز است . و خود موضوعى است قابل تأمّل براى مصلحان ! »