محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

751

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

به كمترين مقدار از بدىها و شرور بسنده نمايد » . « 1 » ، و اين نهايت تعريف ارسطوست ! امّا قرآن كريم كه تعليمات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به‌طور كامل آن را بازگو مىكند ، برعكس نظر ارسطو براى هر فضيلتى معيار محسوسى را تعيين مىكند كه به قدر كافى قابل شناخت نموده و بدان وسيله تمام فرصت‌هاى خطا و اشتباه تقريبا از بين مىرود . براى اين‌كه ما در اين مورد قانع شويم ، همين‌قدر بس كه مجموعهء پرسش‌هاى ارسطويى مذكور را براساس روش و قانون قرآنى مطرح كنيم ، پاسخ مشخّص براى هر مورد سؤال را در آن جا پيدا كنيم . و بلكه بيشتر از آنها ، زيراكه اين شريعت پس از آنكه براى هر فضيلتى معيار و مقياس نوعى آن را وضع كرده ، احكام همهء فضايل را با قاعدهء كلّى به دنبال آن آورده است كه ما را موظّف مىكند تا همهء وظايف ضروريمان را با يكديگر هماهنگ سازيم . و در نهايت اعتدالى را كه اسلام در ارتباط با ميزان تلاش مىستايد ، در حدّ وسط رياضى و هندسه و يا در نقطهء اوج تجسّم نمىيابد ، درحالىكه اين دو نوع حدّ وسط دو قول مورد ترديد در انديشهء ارسطويى است و اعتدال تنها در جايگاه بالايى است كه به قدر امكان نزديك به كمال و مقرون به سرور و آرمان است ، و اين همان چيزى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در توجيهات خويش به رفق و مدارا و به آنچه كه در ذات خود معتدل است ، بيان مىكند و مىفرمايد : « همانا دين شادمان مىگرداند و هرگز كسى در صدد غلبه بر دين برنمىآيد ، مگر اين‌كه دين بر او غالب مىشود ، بنابراين استوار باشيد و تندروى نكنيد و خوش‌رفتار باشيد ! » « 2 »

--> ( 1 ) - مرجع پيشين / در فصل نهم . ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى : 3 / 199 ، و سعد السّعود ابن طاووس : ص 52 ؛ صحيح ابن حبّان : 2 / 63 ، حديث 351 ؛ عوالى اللّآلى : 1 / 69 ؛ سنن كبراى بيهقى : 3 / 18 ، حديث 4518 ؛ بحار الانوار : 74 / 40 ؛ سنن نسائى ( برگزيده ) : 8 / 22 ؛ مسند شهاب : 2 / 104 ، حديث 976 ؛ التّمهيد ابن عبد البر : 5 / 121 ؛ كشف الخفاء : 2 / 376 ، حديث 2649 .