محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
722
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
حقيقى قرار مىدهد . و جز اين دو معنى ، هيچ موضع متعّبدانهاى در اسلام وجود ندارد . و از اينرو ممكن نيست انسان توانگرى را نصيحت كنيم كه به اختيار خودش تنگدست شود تا مسلمان حقيقى گردد ! بنابراين ؛ زهد حقيقى در اين نيست ، وقتى كه مىبينيم شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را تعريف كرده و مىگويد : « پارسايى در دنيا به حرام كردن حلال و از بين بردن مال نيست ، بلكه پارسايى در دنيا آن است كه بر آنچه در دست خوددارى از آنچه كه در دست خداست ، مطمئنتر نباشى » . « 1 » و در حالت عكس نيز قضيه از همين قرار است ؛ يعنى حالت مردى كه بريده از دنياست و به اندازهء ضرورت از دنيا بهرهمند ، قانع و آبرومند و بهطور خاصّى به ارزشهاى و الا متمسّك است . بنابراين ؛ بر ما نيز شايسته نيست كه او را وادار كنيم تا از هدفش دور شود ، به خاطر اينكه فردى مادّى گردد . حق اين است كه براى انسان سزاوار نيست كارى كند ، جز آنچه را كه لحظهء زندگيش بر او فرض مىنمايد ؛ و آن عبارت از اين است كه همواره نيّت كند - هرچند كه نيّتش بالقوّه حاصل گردد - و موضع خودش را تغيير دهد ، هروقت كه وضع زندگى جهت او را تغيير داد ، به اين معنا كه همواره براى هجوم ، دفاع ، بخشندگى و پايدارى و استقامت ، آمادگى داشته باشد . و چون قضيه از اين قرار است ، پس ما بايد بين اين دو فضيلت رابطهء همسانى در ارزش ، متناسب با شرايط خاصّ خودشان ببينيم ، و چون هر وضعى مقتضيات اخلاقى خودش را دارد ؛ از واضحات است كه هركس بداند چگونه اقدام به انجام وظيفهء كامل خود بىكموبيش بنمايد ؛ و آن هم به اعتقاد ما نتيجهء قطعى و مسلّمى است كه ضرورتا از طرز تفكّر خاصّى نسبت به اين
--> ( 1 ) - ر ك : سنن ترمذى : 4 / 571 ، حديث 2340 ، اين حديث را ابن ماجه از ابو ذر غفارى ( 2 / 1373 ، حديث 41000 ) نقل كرده ، مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « پارسايى به حرام كردن حلال و تضييع مال نيست ، بلكه پارسايى در دنيا آن است كه به آن چه در دست خود دارد ، مطمئنتر از آنچه در دست خداست ، نباشى ، و به اجر مصيبتى اگر وارد شد ، مايلتر باشى ، اگرچه آن مصيبت بماند . » و ر ك : نوادر الأصول فى احاديث الرّسول : 2 / 49 ، اصل 106 و 4 / 85 ؛ الفردوس بمأثور الخطاب : 2 / 403 ، حديث 5228 ؛ جامع العلوم و الحكم : 1 / 289