محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
70
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
مىبينيم دو روش در قلم يك نويسنده پشت سر هم به كار رفته است ، « 1 » و در اين صورت جز كتابهاى انسانى محض ، كتابى نيست كه نويسندگان آنها خود را به زحمت انداخته و ثمرات دقّت نظرها و بررسىهاى فلسفى خويش را به وديعت نهاده باشند ؛ درحالىكه در اين آثار ، يا بهطور كلّى نصّ قرآنى ابراز نشده و يا اينكه با صفت ثانوى - به گونهء ديگرى - وانمود شده است . بدين ترتيب ، اخلاق قرآنى موضوع اصلى تحقيق و بررسى مسلمانان و يا مستشرقان - چه از جنبهء نظرى و چه از جنبهء عملى - نبوده است . و من تصوّر مىكنم كه لازم است برخى مرزبندىهاى ديگر را به اين تأكيد مزدوج اضافه كنيم ، تا كار با دقّت بيشترى انجام گيرد و از هر نوع شبهه و پيچيدگى بر كنار باشد . ما از ابتدا چنين ادّعايى را نداريم كه تحقيقات ما در ميدان اخلاق نظرى در گسترهاى وارد شده است كه هيچكس پيش از ما به آنجا نرسيده است ، زيرا دانشمندان اسلامى از همان دورههاى اوّليّه ذوق و قريحهء خود را در اين موضوع به كار انداختهاند ؛ ( مثلا ) دانشمندان كلام و دانشمندان اصول همگى دربارهء معيار خير و شّر ( و يا برحسب تعبير خودشان دربارهء مسئلهء حسن و قبح ) « 2 » ، انديشيدهاند . و فقها نيز دربارهء شرايط مسئوليّت و علماى اخلاق و صوفيّه در اثربخشى تلاش و كوشش و خالص نمودن قصد و نيّت ، تفكّر و تدّبر نمودهاند . اينك ما با صرفنظر از اينكه اين افكار و انديشهها در مذاهب مختلف ، كموبيش با اخلاق تماس داشته يا خير ، و يا همچنان پراكنده مانده است و هيچگاه به جنبهء نظرى اخلاق - به مفهوم خاصّ خود - توجّه ويژهاى نشده است ، بحث را دنبال مىكنيم . زيرا نظريّهء اخلاقى كه اين بزرگان - حدّ اقل در بيشتر موارد - مطرح
--> ( 1 ) - اين مطلب به صورت بسيار كاملتر از ديدگاه اصفهانى ، در كتاب « الذّريعه » وانمود مىشود ؛ و در همان راستا از ديدگاه غزالى در بسيارى از كتابهايش بهويژه در موسوعهء اسلامى وى « احياء علوم الدّين » خودنمايى مىكند . كتاب المحجة البيضاء فى احياء الاحياء ، شرح كتاب غزالى اثر حكيم متألّه فيض كاشانى در هشت مجلّد توسّط اين جانب و همكاران به فارسى ترجمه شد و در بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى با نام راه روشن چاپ و منتشر شده است . - م . ( 2 ) - در علم كلام بين دانشمندان اختلافى است كه آيا حسن و قبح عقلى است - چنانكه عدليه معتقدند - و يا شرعى است - آن طورى كه اشاعره مىگويند - به كتابهاى كلامى مراجعه كنيد .