محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

672

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بستن يك خصلتى در جهت مشخّص به همان نسبت باعث تغذيهء آن خصلت نيز مىشود ، بلكه خداى سبحان با كمك مثبتى براى هدايت كسى كه در جست‌وجوى راه درست است و به‌طور جدى جست‌وجو مىكند ، كمك مىرساند و قرآن كريم اعلام مىدارد : « وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ » « 1 » و در حديث قدسى از پروردگار قادر متعال رسيده است : « همچنان بندهء من به وسيلهء نافله‌ها به من نزديك و نزديك‌تر مىشود تا به جايى كه او را دوست مىدارم و چون او را دوست بدارم ، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او كه با آن مىبيند و دست او كه با آن حمله مىبرد و پاى او كه با آن راه مىرود ، و اگر او از من چيزى بخواهد ، به او مىدهم و اگر از من پناه بخواهد ، به يقين پناهش مىدهم ، و در هيچ كارى كه من انجام مىدهم ، در ترديد نباشم ، مانند ترديدى كه در جان مؤمن دارم ، او از مرگ بدش مىآيد و من از ناخوشى او » . « 2 » ولى وقتى كه بيشتر از اين‌ها تا سطح انسان متوسّط تنزّل مىكنيم ، چرا حالتى نظير اين حالت - با جزئى شباهت - را مشاهده نمىكنيم ؟ بنابراين ؛ موقعى كه در برابر شهوت خاصّى مىخواهيم بايستيم ، چه در صفت آن بينديشيم كه شايستهء موجود عاقلى نيست و يا اين‌كه نسبت به نتايج ترسناك آن حدس بزنيم ، و موقعى كه اين توقّعات و يا آن ارزش‌ها به جايى مىرسد كه غالبا تصوّر ما را در اختيار دارد و به دل‌هاى ما نفوذ مىكند ، آيا ما در خودمان نيروى مشخّص متحرّكى را احساس نمىكنيم كه تا آن وقت قابل احساس نبود . آن‌گاه است كه وجود آن نيرو كار دورى ما را از شر آسان مىكند ؟ و بنابراين ؛ هرگاه شخص پاك‌سيرت با انگيزهء محبّت و فرد متوسّط با كمك عقل ، و شخص عامى به خاطر ترس و يا با جاذبهء اميد ، به سراغ عمل مىروند ، به راستى كه راه و روش همواره همان است ، با صرف‌نظر

--> ( 1 ) - عنكبوت ( 29 ) آيهء 69 : آنها كه در راه ما ( با خلوص نيّت ) جهاد كنند ، قطعا به راه‌هاى خود هدايتشان خواهيم كرد و خداوند با نيكوكاران است . ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى : ، 5 / 2384 ، 6137 حديث ، نويسندهء كتاب به برخى از جملات حديث بسنده كرده بود ، ولى ما تمام حديث را آورديم . ر ك : مجمع الزّوائد : 8 / 206 ، حديث 7833 ؛ القواعد و الفوائد : 2 / 181 ؛ فتح البارى : 10 / 462 . حديث 5693 ؛ المحاسن : 1 / 159 ؛ تحفهء احوذى : 8 / 483 ؛ كافى : 2 / 352 ، حديث 7 و حديث 8 ( با مقدارى تفاوت ) ؛ شرح سنن ابن ماجه : 1 / 128 ، حديث 1789 ؛ توحيد صدوق ، ص 399 ؛ فيض القدير : 5 / 412 ؛ وسائل الشيعه : 3 / 53 ؛ تهذيب الكمال : 9626 ؛ الجواهر السّنية : 352 ؛ بحار الانوار : 5 / 283 .