محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
652
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نزد خداى عزّ و جلّ مشمول رحمت بيشترى است . و امّا ظهور اين اختلاط نيّت در يك جزء و يا در اجزاى مختلف از اهمّيّت كمترى برخوردار است : توضيح اينكه تحليل دقيقى كه بر آن اساس حكم مىشود ، هرگز در يك حالت از حالت ديگر دقيقتر نمىباشد ، تا در آن مورد شرايط از نظر سبكى و لطافت مشخّص گردد . به راستى قرآن كريم در موارد زيادى براى ما تأكيد مىكند كه آخرين حكم چگونه در شرايطى صادر مىشود كه در آن شرايط كمترين تفصيلات به سود يا زيان انسان سنجيده مىشود ، به اين معنى كه هيچچيز از آنچه در عمل صالح ماست ، هرگز ضايع نمىشود ، حتّى اگر به اندازهء ذرّهاى باشد ! غزّالى توانسته است جداى از اين اصل قرآنى در اين موضوع نظريهاى بدهد كه تا حدّ زيادى تنوّع موارد را شامل گردد و اين نظريّه شايستگى آن را دارد كه مقدارى تأمل شود . اين نويسنده ( غزّالى ) معتقد است كه از جمله وظايف ماست كه ميزان تأثير هريك از عناصر اين انگيزهء مختلط را بررسى كنيم ؛ نخست به صورت جداگانه بهطورى كه گويا در صحنهء ضمير انسان تنها وجود دارد ، آنگاه در ارتباط با عنصر ديگر در نظر بگيريم . و از اين بررسى و آن ارتباط سه حالت ممكن به دست مىآيد : يا اينكه هركدام از انگيزهها به قدرى قوى است كه اگر تنها هم بود ، مىتوانست ما را وادار به عمل كند « 1 » . و يا اينكه هر دوى آنها به تنهايى چنان نيرويى را نداشتهاند ، مگر در ارتباط باهم ، و يا اينكه يكى از آنها به تنهايى اين توانمندى را دارد و ديگرى جز نيروى مكمّل و كمكى نيست كه كار آن اوّلى را آسانتر مىكند . غزّالى در تصوير اين سه حالت ، اوّلى را مرافقه ، دومى را مشاركه و سومى را معاونه نامگذارى مىكند . و علىرغم اختلاف طبيعت اين حالتها ، اوّلى و دومى بايد در يك مجموعه گرد آيند ، و آن حالت مساوات است ( چه مساوات در عمل و يا مساوات در ترك عمل ) . و برعكس اينها حالت سوم ، خود دو نوع مختلف است ، به تبع آنكه ، سيطره و برترى از آن بهرهء نيروى اخلاقى باشد ، يا از آن بهرهء نيروى هواى نفس و عاطفه ! بنابراين ؛ براى حكم براساس اين سه مجموعه پس از تعريف آنها چيزى نمىماند ، جز اين
--> ( 1 ) - يا به تعبير خود غزّالى : « بهگونهاى است كه اگر تنها هم بود ، توان انگيزش قدرت را داشت . » . احياء علوم الدّين : 4 / 354 .