محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
643
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
همانطورى كه بر شخص رواست كه در عمل بين اجتماعات مختلف علاقهء بيشترى نشان دهد كه اين خود سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود : « اشكالى ندارد كه فردى از شما دو نوع لباس براى بين مردم غير از دو جامهء كارش داشته باشد . » « 1 » . ولى انجام وظيفهء انسان نسبت به خدا و به خويشاوندان به قصد اينكه يك شخص برجستهاى در بين مردم باشد و مردم با اعجاب و اكرام به او نگاه كنند و دربارهء او به نيكى سخن بگويند ، اين همان خودخواهى زشت است ، هرچند كه جامهاى بسيار كمارزش بپوشد . شخص رياكار چنان نيست كه بتوانيم توضيح دهيم ؛ كسى كه ظاهرى تصنّعى و ساختگى دارد و حركات ظاهريش با آنچه در دل و انديشهاش دارد ، متفاوت است ، و خلاصه آنكه كسى كه ظاهرش را بر خلاف باطن مىنمايد تا مردم را بفريبد ، پس در اين حالت ، رياكارى ، نام ديگر مجرمانهاى پيدا مىكند كه همان دورويى و نفاق است ، و سوء نيّتى كه از عمق بيشترى برخوردار است ، همان تلوّن منافقان است . بنابراين ، صفت رذيلهء « نفاق » مركّب است ، ولى صفت رذيلهء « رياء » بسيط است . رياكار براى مردم فخرفروشى مىكند ، بدون اينكه به فكر فريب دادن و يا پنهان كردن احساسات خاصّ خود زير پوشش ظواهر فريبنده باشد ، بلكه افتخارات خود را به رخ مىكشد تا مردم ببينند ، و از آنها در شگفت آيند ؛ به اين ترتيب او در خود احساس نياز به خودنمايى مىكند و در اين راه تمام
--> - على عليه السّلام نقل كرده است كه على عليه السّلام فرمود : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رداى خود را طلبيد ، سپس به راه افتاد . . . » مفهوم روايت آن است كه هروقت بيرون مىرفت ، ردا مىپوشيد ( مترجم عربى ) . و ر ك : صحيح مسلم : 3 / 1569 ، حديث 1979 ؛ كافى : 3 / 204 ؛ مسند ابى عوانه : 5 / 91 ، حديث 7902 ؛ سنن كبرا : 6 / 124 ، حديث 11456 و ص 341 ، حديث 12735 ؛ من لا يحضره الفقيه : 1 / 151 ؛ سنن ابى داود : 3 / 149 ؛ خصال : 191 . ( 1 ) - ر ك : موطّأ مالك : 1 / 133 ، حديث 244 . و در عبارت آمده است : « اگر امكان داشت دو جامه براى بين مردم جز دو جامهء كار ، داشته باشد . » ؛ تفسير ابن كثير : 4 / 367 ؛ المعتبر : 2 / 316 ؛ صحيح ابن حبّان : 7 / 15 ، حديث 2777 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 49 ، حديث 568 ؛ مصباح الزجاجه : 1 / 131 ، باب 47 ؛ منتهى المطلب : 1 / 329 ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 349 ، حديث 1096 ؛ تأويل مختلف الحديث : 1 / 200 ؛ شعب الايمان : 3 / 98 ، حديث 3992 ؛ بحار الانوار : 86 / 215 ؛ فتح البارى : 2 / 374 ، حديث 845 ؛ التّمهيد ابن عبد البرّ : 24 / 957 ؛ شرح زرقانى : 1 / 329 ؛ تنوير الحوالك : 1 / 102 ، حديث 242 ؛ علل ، ابن ابى حاتم : 1 / 204 ، حديث 588 ؛ الكامل فى ضعفاء الرّجال : 7 / 148 .