محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

640

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

جز اين‌كه ، بيشترين واهمه در موضع‌گيرى حنفىها راجع به اين است كه عموم كسانى كه بيشتر به عقل اعتماد مىورزند ، كمتر با نظريّهء آنها توافق دارند . و ما مىدانيم كه چگونه آنان در برخورد با عبارات كتاب و سنّت امتياز را به انديشهء پخته و ماهر مىدهند ، و همواره هدفشان دريافت علّت حكم است و غالبا به وسيلهء قياس « 1 » علّت‌يابى مىكنند ، و چه‌بسا در استعمال قياس افراط مىنمايند . ولى آنها موقعى كه با تفسير عقد يا نذر برخورد كنند و به‌طور كلّى آنچه كه جزا و يا كفّاره دارد ، از هر نوع تفسيرى خوددارى مىكنند و هر نوع وسايل پيچيده و انحرافى را تنها با يك شرط مىپذيرند ، و آن شرط اين است كه اين وسايل با نصّ جامد قاعدهء مقرّر تعارض و برخوردى نداشته باشد . از اينجا به شدّت و سخت‌گيرى يكى از علماى مكتب ظاهريّه ، يعنى ابن حزم پى مىبريم ، آنجا كه تا سرحدّ تهمت زدن به پيروان مذهب حنفى پيش رفته است كه آنها با اين روششان تنها بر رذيلت اخلاقى وادار نكرده‌اند ، بلكه به بزهكاران مىآموزند كه چگونه هر خلافى را كه مىخواهند از دزدى ، هتك آبرو و ناموس و ترساندن مردم و آدم‌كشى مرتكب شوند ! درحالىكه از اجراى حد بر ايشان در امان هستند ، هرچند كه آنها در حالت مشتبه ساختن و غلطاندازى باشند « 2 » .

--> ( 1 ) - منظور ، قياس فقهى است كه بيشتر مورد توجّه عامّه است ، نه قياس منطقى ، زيرا قياس فقهى حكم موردى را به دليل مشابهت در مورد ديگر جارى ساختن است كه در حقيقت تمثيل منطقى مىباشد - م . ( 2 ) - خوب است كه ما عين عبارت ابن حزم را در اينجا ذكر كنيم كه از بالاترين مراتب شدّت در بيان مسائل فقهى و مخالفت‌هايش حكايت دارد ؛ گويى كه تازيانه‌اى به دست گرفته ، بر پشت فقهاى بزرگ پيش از خود فرود مىآورد ، تا چه رسد به درجهء احيانا خوددارى از توصيف آنها ! به نظر ما اين نقطهء ضعفى در فقه اوست ، علىرغم فقاهت وى ! وى در كتاب المحلى : 11 / 303 ، مىگويد : « امّا حنفىها ، مقلّدان ابو حنيفه در اين مسئله ، از عجايب دنياست كه نظيرشان پيدا شود ! اينجا راجع به اسقاط حد از عمر تقليد مىكنند ، در مورد سه مقدار اندك از خرماى مهر ! درحالىكه در عين همين قضيّه مخالفت كرده و در نكاح صحيح ، مانند اين را و چند برابر مهر را اجازه نداده‌اند ، بلكه از ده درهم كمتر را مانع شده‌اند ، به راستى كه اين نوعى تحقير و برداشتى از عقيده و قول لازم مطابق دلخواه و ترك آن براساس دلخواه است ! چه بد آيينى ! اف بر اين رفتار ! زيرا معتقدند كه در حلال دست‌كم جز ده درهم نمىشود ، ولى در حرام كمتر از يك درهم را قبول دارند . آرى اين راهنمايى به زنا و مباح شمردن رابطهء حرام و كمك به شيطان در تسهيل گناهان كبيره است . بنابراين ، مرد و زن زناكار نمىخواهد زناى علنى كنند ، اگر كردند از حدّ زنا در امانند ، به خاطر اين‌كه يك درهم اجرت زنا داده‌اند ، به تبه‌كاران راه راهزنى را ياد داده‌اند كه با خود زن بد زناكار و -