محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
612
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
است ، بهگونهاى كه همهء نظرات را متوجّه سمت و سوى حدّ ميانه مىسازد . اينك به موضوع خودمان برمىگرديم و فرض را بر آن مىگيريم كه احساس روشنى نسبت به خوف و يا رجاء ممكن است باعث طاعت سودمندى براى مؤمن از راه توقّع مطمئن وعدهء الهى باشد . و در اين صورت مىگوييم آنچه را كه ارادهء انسان براى انتقال اين غايت وجودى به غايت ارادى انجام مىدهد ، يعنى انگيزهاى از آن براى عملش بسازد ، اين انتقال دادن بدون ترديد رابطهء شايسته و يا مسافت معيّنى بين منظور شرع و بين منظور خود ذات ايجاد مىكند . و چون اجتناب از اين مسافت در نفوس ضعيفه تقريبا غير ممكن است ، چون آن مسافت ممكن نيست كه باعث جريمهء اخلاقى گردد و آنها تنها از قبيل لغزشهاى كوچكى است كه هر شريعت عادلى آنها را مىبخشد ، هرچند كه فاقد هر نوع ارزش مثبتى است . به راستى ديديم كه غزّالى « نيّت حسنه » را چگونه به معناى رفيع كلمه تعريف مىكرد و سپس وى پس از آن تعريف از اين افراد سخن مىگويد كه ترس از عذاب و يا شوق پاداش آنها را وادار به طاعت مىكند ، مىگويد : « حقيقت اين است كه اين شخص ارادهء كارى را نمىكند ، مگر به خاطر خدا ، و اين اشارتى است به اخلاص صدّيقين كه اخلاص مطلق است ، امّا آنكه به اميد بهشت و ترس از آتش دوزخ عمل مىكند ، او نسبت به بهرههاى دنيوى ، اهل نجات است . اگرنه در پى لذّت شكم و شهوت مىبود ، و تنها مطلوب حق براى خردمندان ذات مقدّس خداست و بس . » « 1 » . به راستى بحث از سعادت آينده چيزى نيست ، جز حالت خاصّى از يك مفهوم فراگير ، يعنى تلاش براى اصول و به اهداف ذاتى كه ما آن را به مشروعيّت توصيف كرديم ، امّا مشروعيّت در سطح پايين ، و گفتيم : شرط در اين اندازهء متوسّط آن است كه اراده به موضوع اصلى جداى از انگيزهء شرع متوجّه نشده باشد ، بلكه دستكم با موافقت ضمنى شرع كوشش خود را به اين يا آن عمل متوجّه سازد . و اينجا شرط ديگرى را نيز مىافزاييم كه به صورت كافى نامشخّص و مقدارى پوشيده مىباشد ، پس براى اينكه اين فرض ميانه را سزاوار گرديم ، بايد همچنين تأثيرى كه قانون
--> ( 1 ) - ر ك : احياء علوم الدّين ، غزّالى : 4 / 369 .