محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

586

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

از آن عمل به دست آيد . و سرانجام ، اين روش با توجّه به اشياء ، ما را براى روبه‌رو شدن با تمام احتمالاتى كه از اعمالمان عايد مىشود ، از دو فضيلت قطعى برخوردار مىسازد . و هرگاه اين تلاش‌هاى ما نتيجه‌بخش نباشند ، از قبل در حقيقت ما خود را تقريبا براى آن آماده كرده بوديم ، و هرگز پيشامد ناگهانى سنگينى نخواهد بود . بلكه بيشترين نتايج بد را با شجاعت زياد تحمّل خواهيم كرد ، به اندازهء انتظارى كه ما از شرّ داشتيم و حدّ اقل اين ما را بس كه بر هر دوى آنها زياد دل نبسته بوديم . امّا اگر تلاش‌هاى ما - برعكس - به نتايج خوبى منتهى شود ، نسبت به ما پيشآمدى زيبا خواهد بود كه از عهدهء شكر و سپاس خدايى كه اين آثار خوب را نصيب ما كرده و اين احسان را به ما نموده است ، هرگز برنمىآييم . اين‌ها دليل كافى براى تأييد آن نظريّه‌اى كه معتقد است ؛ اخلاص نيّت ، منحصر در آن است كه انسان در عمل تكليفى را به‌طور مطلق فراگيرد ، درحالىكه از هر نتيجه‌اى بريده است . امّا نظريّهء مخالف كه چيزى كمتر از آنكه مستند به علل و اسباب خاصّى باشد ، قانع نيست . در تحليل اين برداشت مىگوييم : اين نظريّه اعتقاد ندارد كه در جاى اين اصل ، اصل ديگرى را كه ارزنده‌تر از آن است ، قرار دهد ، و بلكه او تنها روى اين مفهوم مخالفت دارد تا به هر قيمتى كه شده آن را ترجيح دهد ، به‌گونه‌اى كه هر نسبتى را با اعتبار ديگر ، به غير اخلاقى بودن متّهم مىكند . يعنى اين‌كه اين نظريّه مىخواهد بر ما ثابت كند كه تفكّر عمل تكليفى و يا تحريمى ناتوان است از اين‌كه نيروى لازم را براى انجام دادن و يا ندادن عملى به وجود آورد ، درحالىكه ضرورت اخلاقى بر آن است كه دو جنبهء نظرى ذيل نيز بر آن افزوده شود : اوّل ؛ از آن جهت كه نتيجهء طبيعى محتواى عمل و اهمّيّت آن را تعيين نمايد . دوم ؛ از جهت نتيجه‌اى كه اراده ، تحقّق آن را براى خود تجسّم بخشد . همان كه اراده براى تكليف اخلاقى از آغاز در عمل لازم مىديده ، روشن كند . و در واقع ما چنين حقّى را داريم كه راجع به اين جهت دوم از خودمان بپرسيم : چگونه مىتوانيم قهرمانى را كه از وطن خودش دفاع مىكند و مصلحى را كه به فكر نجات ملّت خويش است ، مانع شويم از آنكه كمترين آگاهى و اشرافى به هدفى كه از تلاششان دارند ، داشته باشند ،