محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

560

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

بلكه شايستگان و صالحان از مردم هستند كه گرفتار اين شكّ و ترديد مىشوند ، آنها هستند كه به‌حق در تشخيص انگيزه‌هاى حقيقى و در زمينه‌سازى وسوسه‌هايشان در اين موضوع نهايت رنج و زحمت را احساس مىكنند . و علىرغم بروز تناقض در اين مورد ، ممكن است بگوييم ، به هر مقدارى كه آنها پيشرفت اخلاقى دارند ، بايد بيشتر بيمناك باشند از اين‌كه مبادا در نظر ايشان آن بخش عظيم از رنج‌ها و دردهاى جديدشان پوشيده بماند ، با اين تصوّر كه همواره آنها را به خاطر فضيلت انجام مىدهند . آيا چنين اتّفاق نمىافتد كه احيانا و پس از گذشت فرصت‌ها روشن شود كه آنها دراين‌باره گول خورده‌اند و بلكه آنها در اين مناسبت و يا آن مناسبت براى خاطر انگيزهء پنهانى از طبيعت خود اين اعمال را انجام مىدادند ؟ ولى آيا براى اين اسرار عميقى كه غالبا از نظر آزمون‌هايى با دقّت بيشتر نيز پوشيده و پنهان مىباشد ، ممكن است از ديدگاه خداوندى نيز پوشيده بماند ، او كه : « عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ . » « 1 » ، « أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ . » « 2 » است ؟ از اين‌رو ما در اخلاق دينى بيش از هر اخلاق ديگرى يك ضرورت را مىيابيم كه خود را بر هركسى الزام مىكند و آن اين است كه دقّت و ژرف‌نگرى را در آزمون دلش به قدرى به كار بندد كه تلاش دليرانه براى آزادسازى نفس خود از هر نوع تأثيرگذارى هر آنچه كه با آن سروكار دارد ، جز تأثيرى كه شرع بر او فرض مىكند و مىپسندد . حقيقت مطلب آن است كه هيچ شريعت عادلى پيدا نمىشود كه ما را به بيشتر از آنچه توان فطرى ماست ، مكلّف سازد ؛ تا اين‌كه چيزى را دريابيم كه قدرت دريافت آن را نداريم ، و يا در راهى بكوشيم كه توان سيطرهء بر آن را نداريم . ولى وقتى كه ما پيش از رسيدن به آخر راه ، نيروى اين فطرت را بازمىداريم ، « پس در اين نقطهء بازداشت ، موضع وجدان كه تنها در برابر قانون عقل سر تسليم فرود مىآورد ، با موضع كسى كه در برابر قانون عظمت و فضل الهى تسليم است ، فرق مىكند . و اينك آن موارد اختلاف » :

--> ( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 7 : خداوند از اسرار درون سينه‌ها آگاه است . ( 2 ) - ملك ( 67 ) آيهء 15 : آيا آن كسى كه موجودات را آفريده ، از حال آنها آگاه نيست ؟ درحالىكه او ( از اسرار دقيق ) باخبر و آگاه است .