محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
558
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
مطابق ارادهء ما جاى خودش را اشغال مىكند . بلكه گاهى جايز است كه ما از خود اين سؤال را داشته باشيم : آيا وقتى كه نيّت كلّى و عام است ، ممكن است جهتدار باشد ؟ امام غزّالى بر آن است كه انسان توانايى مباشرت بر اين توجيه را ندارد و دراينباره مىگويد : « نيّت » تنها انبعاث نفس و توجّه و ميل آن است به سوى آنچه كه معلوم شود هدف دنيوى يا اخروى نفس همان است . و اين ميل اگر نباشد ، امكان ندارد كه به صرف اراده آن را اختراع نموده و به دست آوريم ، بلكه همچون سخن شخص گرسنهاى خواهد بود كه بگويد : من نيّت كردهام كه اشتها و ميل به غذا داشته باشم ! و يا شخص خالى الذّهنى بگويد : من عاشق فلان كس هستم و او را دوست دارم و در دلم او را بزرگ مىدارم ! چنين چيزى محال است . بلكه هيچ راهى براى ميل و توجّه دادن قلب به سوى چيزى وجود ندارد ، مگر با فراهم آوردن وسايل آن . و اين از امورى است كه گاهى قابل دسترسى است و گاهى مقدور نيست ، بلكه نفس به منظور اجابت هدف انگيزهاى كه موافق و سازگار با نفس است ، به جانب فعل حركت مىكند و مادامى كه انسان معتقد نباشد كه هدفش مربوط به فعلى از افعال است ، آهنگ جانب آن را نمىكند و اين از جمله چيزهايى است كه هميشه و در هر زمانى نمىتواند معتقد آن باشد و چون معتقد شد و قلب تنها وقتى متوجّه آن مىشود كه فارغ بوده و به هدفى قوىتر از آن مشغول نشده باشد . و اين هم ؛ هميشه امكانپذير نيست ، درحالىكه انگيزهها و موانع آن اسباب و عوامل فراوانى دارد كه در اشخاص و حالات و اعمال مختلف ، متفاوت است . » غزّالى دراينباره مثلى مىزند و مىگويد : « بهطور مثال ، هرگاه در كسى شهوت ازدواج و نكاح غلبه كند ، ولى هدف صحيحى دربارهء فرزند از نظر دينى و دنيوى نداشته باشد ، ممكن نيست كه به نيّت داشتن فرزند آميزش كند ، بلكه به نيّت برآوردن نياز شهوانى فقط انجام خواهد داد ، زيراكه نيّت پاسخ دادن به انگيزه است و انگيزه هم چيزى جز برآوردن خواستهء شهوت نيست ، بنابراين ؛ نيّت فرزند چگونه ميسّر است ، و هرگاه بر قلبش اين نيّت غلبه نكند كه انجام سنّت ازدواج به پيروى از فرمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فضيلت زيادى دارد ، امكان ندارد كه نيّت ازدواج پيروى از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد ، مگر آنكه اين را به زبان و دل بگويد ، و حال اينكه آن گفتار صرف است ، نه نيّت . آرى روش به دست آوردن اين نيّت - بهطور مثال - آن است كه اوّلا ايمان به شرع داشته باشد و ايمانش را با