محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
556
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ريشهء دوم : « نأى » ، يعنى : دور شد « 1 » . اكنون كه اصل مركّب اين اصطلاح را يادآور شديم كه در اين صورت آن واژه دو نگرش براى حركت ارادى است كه هر دو در آن واحد بر عمل همسانى وارد مىشوند كه انسان مكلّف به انجام آن است و شامل هدف دورى است كه انسان آن را در نظر مىگيرد . باوجود اين ، ما نيازى نداريم بر اينكه به اين اشارهء ضمنى متمسّك شويم و بايد چنين فرض كنيم كه اين سخن بهطور خاص به شاخهء اوّل توجّه دارد و بهخصوص در جنبهء منفى آن ، ولى بايد بقيّهء روايت را پس از آن كلمه بخوانيم تا معناى دوم را در آن ببينيم كه به دست مىآيد و تمام محتواى گستردهء سخن را فرامىگيرد و اندكاندك محسوس مىشود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : « به راستى نيّت هركسى از آن اوست . » « 2 » ، ( به هنگام عمل او ) سپس حديث را با اين جملهء سوم كه آخرين جمله است ، به پايان مىرساند : « پس هركس هجرتش به سوى خدا و رسولش باشد ، پس به سوى خدا و رسول هجرت كرده و هركس هجرتش براى رسيدن به دنيا باشد ، پس هجرتش به سوى آن چيزى است كه هجرت نموده است . » « 3 » . بديهى است كه اين نقش مهم براى اصل ارزشيابى اخلاقى تحقّق نمىيابد ، مگر به وسيلهء نيّت حقيقى اصولى برگرفته از منبع عميقى كه در وجود خود ماست . بنابراين ؛ براى تحقّق اصل ارزشيابى چند فكر سطحى نشأت گرفته از ساخت و ساز لغت ، باطنى يا گفتنى نيست . به اين ترتيب اين نيّت خفيف گاهى تا مدتى انبساط واقعى براى انگيزههاى ما را
--> ( 1 ) - مؤلّف مىخواهد بگويد : مادّهء هر دو فعل يكى و آن ( ن - ء - ا ) است ، هرچند كه ترتيب اوّلى با دومى متفاوت است ، و اين مطلب همان است كه در نزد علماى لغت و اشتقاق به نام ( اشتقاق كبير ) معروف است ، و تحت اين عنوان است ، برخى از مجموعههاى سه حرفى كه ارتباط نامشخّصى با بعضى از معانى برحسب ترتيب صداها دارد ، و اين طرز تفكّر درستى است در پارهاى از اصول ، ولى بدون صدق در همه جا . ابن جنى ( لغوى مشهور ) براى اين منظور مثالى به مجموعهء ( جيم - باء - راء ) زده است كه اگر ترتيبش مختلف باشد ، به معنى قوّت و شدّت مىآيد . . . و ابو منصور ثعالبى در ( فقه اللّغه ) با او همعقيده شده ، رجوع كنيد به اسرار اللّغه ، ص 49 و بعد از آن از استاد دكتر ابراهيم انيس ( مترجم عربى ) ؛ مختار الصّحاح : 1 / 284 ؛ لسان العرب : 3 / 493 ؛ النّهاية : 5 / 122 . ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى : 1 / 3 ، حديث 1 و 2 / 894 ، حديث 2390 و 6 / 2551 ، حديث 6553 ؛ مجمع الزّوائد : 10 / 281 ؛ سنن كبراى بيهقى : 1 / 298 ، حديث 1321 ؛ سنن ابى داود : 2 / 262 ، حديث 2201 ؛ فتح البارى : 1 / 8 . ( 3 ) - ر ك : منابع پيشين .