محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
544
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
بنابراين ؛ جنبهء شرعى ، شرط صحّت عمل و جلوتر از جنبهء اجراى عمل در بعد اخلاق و يا در سياست است . و هرگاه نقش نيّت خوب ، بهطور خاص نقش گزينش صحيح است ، از آن جهت كه يك نيكى اخلاقى است ، پس معناى اين سخن چنين خواهد بود كه نيّت وابسته به تكليف است ، از آن جهت كه تكليف است و بهطور صريح اين صفت را داراست . هر تلاشى تا وقتى كه وارد قلب و نيّت نشود و با قانون و شرع مطابقت ننمايد ، به ذات خود تلاشى منحرف و مبهم است ، خواه متّصف به صفت قداست و يا ناپاكى و پليدى ، يا طاعت و معصيت ، خوب يا بد و يا بىحساب و به پيروى از روشى كه منظور نظر شخص است انجام پذيرفته باشد . علماى اخلاق اسلامى ، حتّى فقهاى امور عبادى از ديرزمان روى اين نظريّه پافشارى داشتهاند ، همانطورى كه حديث متواتر بدون ترديد از قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم معنايى جز اين ندارد . و بر اين اساس ، آنچه در مورد مشتبه شدن اعمال ظاهرى صادق است ، بهطور كامل بر تلاشهاى باطنى ما نيز صادق است . بنابراين ؛ موقعى كه انسان از امر شرع غافل است ، سپس در برابر خود اين احساس را دارد كه انگيزهاى او را بر اين واداشته تا از خودش بخواهد كه در اين دنيا از منافع خوددوستى به دور و دوستدار خويشاوندان بوده و كرامت و اخلاص براى انسانيّت را بطلبد . به اين ترتيب لازم است تا به وسيلهء اين احساسات ارزشمند فريفته نشود زيرا اين كششى كه ما در خود احساس مىكنيم ؛ اين علاقه بر تحسين صفت خودمان ، چهبسا به خاطر تأثير نوعى از نداى فطرى ، و يا به خاطر عشقمان به كمال و يا به مجرّد رغبت و علاقهمان در ارتباط با توانايى خلّاقهاى كه داريم ، بر ما فرض شده است و يا به خاطر آنكه براى خودمان به نوعى از همسانى پاك و پاكيزه در رفتار ظاهرىمان برسيم و بدان وسيله مطمئن شويم كه ما در برابر مردم يا به خاطر عوامل و اسباب ديگرى با خلوص كمتر يا بيشتر هرگز نمىلغزيم . نيّتى را كه در انجام اين عمل به همراه دارم كه به تلاش درونى من معنى مىدهد ؛ همان نيّتى كه با عمل به صفت نوعىاش هماهنگ است و با نشان خاصّ خود آن عمل را مشخّص مىكند . به راستى كه اين نيّت رگ و ريشهء عمل و حيات آن است ، و شبيهتر به روح روح است .