محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

505

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

خدمت مىگيرد . اين قسمت‌هايى كه از جهت نگرش مسئوليّت و مجازات تقديم داشتيم ، بايد در اينجا دوباره آن‌ها را از جهت نگرش تصديق بر انجام عمل بازنگرى كنيم . بنابراين ؛ از زاويهء اخير ، به نظر مىرسد ، آنچه از نتايجى را كه ما رسيديم ، در موارد مختلفى در معرض رد و نقض و يا اعتراض و هجوم قرار دارد ، از آنجا كه شرع اسلام اظهار مىدارد كه به هر مقدار از نتيجه‌اى كه به دست آمده ، قانع است ، حتّى اگر نتيجه‌اى بر خلاف نيّت ما و يا ناخودآگاه ، عايد ما شده باشد . ممكن است اين را به جلوگيرى وام مشخّصى از طرف شخص ثالثى تشبيه كرد ، بدون اين كه طرف مقابل به بدهكار اخطار كرده باشد و يا درخواست كرده باشد كه مالش را به او بازپس دهد . و حتّى اگر طلبكار به تصرّفات قهرى متوسّل شده باشد و جريان به حدّى رسيده كه حقّ خود را از بدهكار به زور بگيرد و هرگز چيزى از مطالباتش را به او برگشت نداده باشند . و ممكن است كه اداى امانت و مساعدت و هميارى صاحبان سهام در همان شرايط به‌طور كامل انجام يابد . حتّى در حالتى كه توانگران از پرداخت زكات يك دهم مال خود ، خوددارى كنند ، در چنين حالتى حكومت مىتواند ، بلكه بر او لازم و واجب است كه در چنين شرايطى انواع و اقسام فشار را بر ثروتمندان وارد كند ، تا اين‌كه بدين وسيله حقّ مستمندان را تأمين نمايد . و بىترديد ، ما از جريان جنگ كوبنده و دشوارى كه خليفهء اوّل - ابو بكر - دراين‌باره وارد آن معركه شد ، اطّلاع داريم . « 1 »

--> ( 1 ) - اين يكى از علل و اسباب جنگ ردّه بود ، كه ابو بكر همان وقت گفت : « به خدا سوگند كه من با كسانى كه بين نماز و زكات تفاوت قائل شوند ، خواهم جنگيد ، زيراكه زكات حقّ مال است ، به خدا سوگند اگر آنها به خاطر شدّت و تنگى معيشت به من زكات نمىپردازند ، درحالىكه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىپرداختند ، به خاطر اين پرداخت نكردنشان با آن‌ها خواهم جنگيد . » . بخارى - باب وجوب زكات ( مترجم عربى ) . ر ك : صحيح بخارى : 2 / 507 ، حديث 1335 و 1388 و 6 / 2538 ، حديث 6526 و 6855 ؛ صحيح مسلم : 1 / 51 ، حديث 20 ؛ صحيح ابن حبّان : 1 / 449 ، حديث 216 ؛ المستدرك على الصّحيحين : 1 / 544 ، حديث 1427 ؛ سنن ترمذى : 5 / 3 ، حديث 2607 ؛ مجمع الزّوائد : 6 / 225 . اگر منظور مترجم ( از فرانسه به عربى ) از جنگ رده ، جنگ با مسيلمهء كذّاب ، سجاح ، اسود عنسى و پيروان ايشان باشد ، درست است ، ولى اگر معنايى را فراگيرتر از آن منظور داشته ، به‌گونه‌اى كه داستان مالك بن نويره را نيز شامل مىشود ، بايد توجّه -