محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

356

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

روايتى كه از سعيد بن مسيّب نقل شده ، مىگويد : « اطّلاع يافتم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مردى از قبيلهء اسلم كه به او هزّال مىگفتند ، فرمود : اى هزّال ! اگر به وسيلهء عبايت او را مىپوشاندى ، براى تو بهتر بود . » « 1 » ، چنين استفاده مىشود كه در تحويل دادن او را به دست عدالت لازم است كه بصيرت كامل به جريان او داشته باشيم ، و ما تمامى شرايطى را كه باعث اقدام او به اين عمل شده ، مراعات كنيم . در همين حال كه به سود همهء مردم ، بهترين كار اين است كه مرتكب جرم و شخص بزهكار را به دست قانون بسپاريم ، مىبينيم آن بيچاره‌اى كه چه‌بسا خطايى را تصادفى و به خاطر ضعف ايمان مرتكب شده است ، سزاوار است كه مشمول عفو ما قرار بگيرد . « 2 » از سوى ديگر ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين گرايش خطرناك برخى از مردم را پليد و زشت مىشمرد كه در نهان مرتكب حرام مىگردند ، سپس اين عمل زشتشان را بازگو مىكنند و جريان اين گستاخيشان را نشر مىدهند ، درحالىكه خوشحال هستند و باكى از گفتنش ندارند ، رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : « تمام امّتم قابل بخششند ، جز كسانى كه تجاهر به فسق مىكنند ، و به راستى كه نابخردى است ، مردى عملى را شب هنگام كرده باشد و بعد صبح كند ، درحالىكه خداوند آن عمل زشت را پوشانده است ، بگويد : ديشب چنين و چنان كردم ! درحالىكه

--> ( 1 ) - ر ك : الموطّأ مالك : 2 / 821 ، حديث 1499 ؛ التّمهيد ابن عبد البر : 23 / 125 ، حديث 707 ؛ مسند احمد : 5 / 217 ، حديث 21941 ؛ سنن كبراى بيهقى : 8 / 330 ؛ سنن كبرا : 4 / 277 و ص 306 ، حديث 7276 ؛ مسند الرّبيع : 1 / 137 ، حديث 335 ؛ مصنّف ابن ابى شيبه : 5 / 540 ، حديث 28784 . ( 2 ) - ابن حزم در كتاب ( المحلى ) : 11 / 185 ، مىگويد : « ما در اين مسئله دقّت كرديم ، ديديم طبق دلايلى كه قبلا گفتيم حدّ واجب نيست ، مگر اين‌كه به امام برسد و او صحيح بداند ، پس اگر جريان از اين قرار است ، پس اجرا نكردن حد به خاطر درخواست صاحبش پيش از رسيدن به امام جايز است ، چون تا وقتى كه حد اجرا نشده ، بر او واجب نيست و برداشتن حد نيز مباح است ، زيراكه هيچ نصّ و اجماعى مانع رفع حد نشده است ، پس هر دو امر جايز است ، پس آنچه خواست ماست ، بدون اين‌كه فتوا باشد ، بخشيدن مجرم است ، در صورتى كه مخفى و پوشيده باشد . پس اگر صاحب جرم را آزار داد و او خود ابراز كرد ، باز هم ترك حد محبوبتر است براى ما » . هدف گروه « ظاهريّه » از اين موضعگيرى ترجيح مداوم طرفى است كه هم مصلحت جامعه در آن است و هم مصلحت فرد ، بنابراين ؛ اگر اين دو مصلحت تعارض داشتند ، مصلحت جامعه مقدّم است ، و فرد بايد در حدّ استحقاق جرم تأديب شود ، و در اين مورد نيز تربيت ايجاب مىكند كسى كه عورت مسلمانى را شاهد بود ، از باب ايثار و چشم پوشى از تعرّض بر نواميس مردم بپوشاند ، حتّى كسانى كه دست‌اندركار اجراى قانونند . پس اين‌ها كجا و آن كسانى كه آبروى نيكان را مىريزند و آن‌هايى كه كارشان تهمت زدن به بندگان خدا و نشر اكاذيب براى تخريب اخلاقيّات جامعه و لكّه‌دار كردن شخصيّت افراد است كجا ؟ ! . . . ( مترجم عربى ) .