محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
350
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و اكنون اعتراف مىكنيم كه جز حدود استثنايى كه بر ضدّ محاربان انجام مىگيرد ، وجدان معاصران و مردم اين زمان را مىبينيم كه در عمل از اين حدودى كه بسيار سخت و دشوار است ، فرار مىكند ، در صورتى كه هدف اسلام آن است كه برخى از لغزشهاى رفتار انسانى و برخى از جرايم قانونى فراگير را اصلاح كند . در اين روزگارى كه رقّت احساسات ما به حدّى رسيده است كه با وجود آن هرچه بيشتر ما اكراه داريم كه رنجش بدنى نسبت به بزهكاران كمنظير را مطرح كنيم ، چگونه مىتوانيم اين قبيل دردهاى سهمگين را بپذيريم كه مىخواهد بدان وسيله با افراد سست اراده برخورد كند ، موقعى كه آنان در زندگى خصوصى و يا عمومى خود بلغزند ؟ . . . چگونه ممكن است چنين چيزى را بدون ترس و لرز بپذيريم ؟ و جوامع اسلامى در سطح وسيعى اينچنين در اجراى اين نوع از مجازاتها از مدّتها پيش در اثر ارتباط با جهان اروپا همگون شده است . ولى در اينجا مسألهاى وجود دارد كه ما مىدانيم ، در اين تأثيرپذيرى شتابزده ، چه اصول و پايههاى محكم عقلانى و يا مصلحت واقعى فردى يا اجتماعى وجود دارد ؟ و با اين همه ، اجتناب ما در برابر كيفر چه معنايى دارد ؟ آيا به اين معنى نيست كه ما - در حالت كشمكش ميان قانون پايمال شده و حقّ فردى كه مخالفت قانون را كرده است - اهمّيّت زيادى را به حقّ اين فرد مىدهيم ، و در همان حال به قانون كمتر بها مىدهيم تا ارزش آن فرد ؟ و به چه دليل در وقت برخوردمان با دشمن خارجى يا داخلى از وارد كردن شديدترين ضربات بر او و همچنين آماده كردن سهمگينترين سقوط او - در حدّ محروم ساختن وى از زندگى - اجتناب نمىكنيم ؟ تمام اينها بدان جهت است كه غريزهء صيانت نفسى كه در وجود ما از جايگاه بالايى برخوردار است ، در اين حال احساسات و مشاعر عادى ما را كه آميخته با محبّت و برادرى انسانهاست ، تحت تأثير قرار مىدهد و آن را مغلوب ساخته و به عقب مىراند . وانگهى ، مردود شمردن عمل ما در برابر مجازات خاصّى ، به دقّت با عملى مقايسه مىشود كه يك تفكّر واجب و لازم با اجر و پاداشى باعث مىشود كه آن عمل را انجام دهيم ، و همچنين ، وجدان عمومى كه هرگز اجتناب ندارد ، از اينكه جلو انحراف اعضا و افراد آن را با شدّت بگيرند ، از آن جهت دلالت