محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

33

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

جز اين‌كه اين آموزش مثبت ، هم‌چون عملى ناخواسته و يا بدون هيچ مصلحت و دليلى ، بر ما القا نشده است كه بعدها رنگ شرعى گرفته باشد ، بلكه درست برعكس ، با داشتن دو ويژگى نصيب ما شده است : از طرفى ، دلهاى ما را مخاطب قرار داده تا موافق خواست قلبى ما باشد ، و از طرف ديگر بالاترين الگو را در ذات خودش مىنماياند تا قانونى و شرعى بودن خود را ثابت كند . و اين دو ويژگى ، شرط درهم آميخته و ضرورى براى بنياد نهادن مفهوم « قانون اخلاقى » است . توضيح اين‌كه قانون اگر مطابق خواست واقعى مردم نباشد ، از آنها بيگانه خواهد بود و آنها نيز با چنين قانونى ناآشنا ! البتّه چنين قانونى مىتواند مردم را مجبور كند ، ولى نمىتواند از نظر اخلاقى الزام‌آور باشد . از طرفى ، اگر قانونى موافق فطرت ما نباشد تنها روى حقيقت ذات خودش ايستاده است ؛ زيرا چنين قانونى را كه ما در برابر آن خاضعيم ، جز يك حالت شخصى و يا نسبى نمىباشد و گويا ما بدان وسيله خارج از سايهء قانون حركت مىكنيم و يا به عبارتى براى پرستش بتى سر تسليم فرود آورده‌ايم . همچنين ، مىبينيم كه يك امر واجب بر انديشهء بلندى استوار است كه ما آن انديشهء ارزنده را

--> - خوبى مىشناسد و مؤمن به وسيله قلبش بر وجود خدا استدلال مىكند ( برهان فطرت - م ) و چون او را مىشناسد ، نور بر نور افزوده مىشود » . همان‌طورى كه در تفسير قرطبى : 7 / 66 و 12 / 263 آمده است : « يا اين‌كه در آيه ، عبد المطّلب تشبيه شده است به مشكاة و عبد اللّه پدر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به شيشه و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به چراغ . و يا اين‌كه مؤمن را پنج نور فراگرفته است ؛ سخنش نور ، عملش نور ، ورود و خروجش نور و سرانجام كارش به سوى نور ، يعنى در روز قيامت به سوى بهشت است » . چنان كه در تفسير ابن كثير : 3 / 292 ؛ تفسير طبرى : 18 / 134 - 138 ؛ فتح البارى : 11 / 118 ؛ تحفة الأحوذى : 5 / 475 و 9 / 262 ؛ فيض القدير : 2 / 137 - 138 آمده است . و يا حديث وضوء كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده كه فرمود : « وضوء نور على نور است » به كتاب ذكرى از شهيد اول ص 66 ؛ وسائل الشّيعه : 1 / 377 ، حديث هشتم و جامع المقاصد : 1 / 70 مراجعه كنيد . جهت تكميل فايده - ابن مغازلى از امام كاظم عليه السّلام نقل مىكند : « مشكوة در آيهء نور ، يعنى فاطمه عليها السّلام مصباح ، يعنى امام حسن عليه السّلام « المصباح فى زجاجة » ، امام حسين عليه السّلام است و مىافزايد : « كوكب درّى » ، فاطمه است كه در بين زنان عالم چون كوكب درخشان است ، « من شجرة مباركة » حضرت ابراهيم است ، « يكاد زيتها يضيئى » يعنى « يكاد العلم ينفجر منها » به علم سرشار حضرت زهرا عليها السّلام اشاره دارد ؛ « و لو تمسسه نار نور على نور » ؛ يعنى امامى پس از امام ، « يهدى اللّه لنوره من يشاء » ؛ يعنى خداوند هركه را بخواهد به وسيله ائمّه عليهم السّلام هدايت مىكند ، كلينى در كافى نيز از امام هفتم و ابن عبّاس و قمى به اسناد خود از صالح همدانى از قول امام صادق عليه السّلام ، همين‌طور نقل كرده‌اند - م .