محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

328

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

متوجّه عالم آخرت بكنيم كه در آنجا هريك از سعادت و شقاوت براساس هم‌سويى كامل با خير و شر و مطابق آنها مشخّص مىشود . ولى تا وقتى كه ما از زمينهء دينى فاصله داريم ، به راستى كه تفكّر چنين دانشمندى بسى دور از اخلاق طبيعى به‌طور مطلق است ، و حدود چنين اخلاقى از زمينهء وجدان حالى تجاوز نمىكند ، و بر آن اساس ، بسا رذايلى كه در اين دنيا به پيروزى مىانجامد ! ! و چه بسيار فضايلى كه زير فشار و ضربات فقر و درماندگى به ضعف و سستى مىگرايد ! ! و ما هر روز موارد زيادى از اين‌ها را شاهديم . چنان‌كه گفته‌اند ، آيا ما بايد از انديشهء لذّت و اندوه باطنى محض فاصله بگيريم ؟ و آيا پشيمانى و خرسندى وجدان نيز از جمله دريافت‌هاى عجيب زندگى اخلاقى است ؟ آيا نيروى قانون در وجود اين‌ها هيچ حق و سهمى ندارد ؟ به ما گفته‌اند كه اين دريافت‌ها احتمالا چيزى جز بقاياى تصفيه شده از انديشه موضوعى مسئوليّت نيست ، و اگر پشيمانى بيم مبهمى از كيفر نباشد ، به يقين انتظار و يا اميد است . « 1 » و اينك برهان قانع‌كننده‌اى را كه بر ضدّ اين احتمالات ، و به خاطر نفى نهايى اين احتمالات از ميدان اخلاقى ترويج كرده‌اند ، محققا اين حالات تنها از انسانى به انسان ديگر به صورت قابل توجّهى تنوّع ندارد ، بلكه در برخى از حالات فسق و فجور به‌طور كامل پنهان است ، بنابراين ؛ براى انجام وظيفه يا مخالفت با آن نتايج ضرورى و قطعى نيست و از اين‌رو نتيجه‌اى كه گرفته‌اند ، محال شمردن مجازات اخلاقى به معناى صحيح است . ولى آيا همه ما روى معناى اين واژه‌ها اتّفاق‌نظر داريم ؟ اگر مقصود از عبارت « قانون اخلاقى » همان واجب ذاتى ، يعنى قانون موضوعى - كه بر همهء مردم جداى از حالات وجدانيشان - فرض و واجب است ، از واقعيّات است كه قانونى اين‌چنين امكان وجود دارد ، بدون اين‌كه در تمام افراد با اين حالات به احساس آسايش يا رنج ، از شادمانى يا پشيمانى منتهى شود . جز اين‌كه ناديده گرفتن و الغاى اين حالات مخصوص به پايان دادن بر تمام حالات درونى نمىانجامد كه انجام وظيفه و يا بىحرمتى به آن اين حالات را در پى دارد . و در آيندهء نزديكى خواهيم ديد كه هر نوع رفتارى - چه خوب يابد - باعث حالت درونى مىشود كه متناسب با آن

--> ( 1 ) - ر ك : Levy Bruhl l'ide ? e de la responsabilite ? , d III SI .