محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

320

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

به راستى مسلمانى كه به غير عمد باعث هلاكت برادر مسلمانش شده است ، بايد برادر ديگرى را آزاد كند ، علاوه بر عوض استحقاقى كه بايد به اولياى دم بپردازد . بنابراين ؛ اگر يكى از انسان‌ها به مرگ طبيعى بميرد ، كسى به زودى جاى او را پر مىكند ، در آن وقتى كه شخص ديگرى در زندگى اخلاقى قدم مىگذارد . بنابراين ؛ اگر ميسّر نشد ( برده آزاد كند ) بايد دو ماه متوالى روزه بگيرد ، خداى سبحان در اين‌باره مىفرمايد : « وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ ، إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ

--> - خطا منبع شرّ است و از شرّ نبايد حمايت كرد ، خطا در فرصت و زمينهء اخلاق رذيله پديد مىآيد ، چنان‌كه در فرصت عقلى منجر به ضعف عقلانى مىگردد ، رذيلت و ضعف عقلانى هر دو ، دو نوع نقص و كاستى هستند كه روح را آلوده مىسازند و توان و طهارت آن را مىكاهند . بىترديد خطا وقتى كه اتّفاق مىافتد ، چيزى كه در مقابل آن كارگر باشد ، وجود ندارد ، و هنگامى كه خطا اتّفاق نمىافتد و بعد پديد مىآيد ، هيچ كارى قبل از آن نمىتوان انجام داد ، به‌ويژه آنجا كه فرض مىكنيم ما هر عمل ممكن انسانى را براى پيشگيرى از آن انجام داده‌ايم ، پس ديگر ما توان درگيرى در برابر خطا را نداريم ، از آن جهت كه يك پديده‌اى است كه اكنون اتّفاق افتاده و يا رويدادى تاريخى عرضى است ، ولى اگر ما همچنان در برابر شرّى كه خطا باعث آن مىشود ، ساكت بمانيم ، شرّ دوباره خودنمايى مىكند و استمرار مىيابد ، وانگهى به عنوان يك عادت ، تمايلات ناهنجار را در ما بيدار مىكند ، در صورتى كه تا آن زمان خفته بود . و هم‌چنين ممكن است عملى كه قبلا براساس غفلتى انجام گرفته ، يك عمل آزادانه و ارادى تلقّى شود . و در اين صورت اگر هر خطايى مرتكبى دارد ، هم‌چنين هدفى نيز دارد ، چنين نيست كه خطا خود به‌طور استبدادى و دلخواه بر ما تحميل شود ، سپس ما نتايج آن را تحمّل كنيم ، بلكه خطا از آن جهت به وجود آمده تا ما بيشتر عقلمان و توان اخلاقىمان را به كار اندازيم ، تا اين‌كه از پيآمدهاى بد آن به دور بمانيم . و هرگاه نتوانيم خود خطا را از بين ببريم ، ما وسايلى را در اختيار داريم كه بدان وسيله از روبه‌رو شدن با بدى كه خطاكار انجام مىدهد ، دورى كنيم و هم‌چنين به مقدار زيادى از تكرار خطا پيشگيرى كنيم و آن چيزى است كه در غياب هر عمل مخالف اتّفاق مىافتد . به راستى بازگرداندن عمل ما به قدرى مؤثر است كه در كارهاى ارادى مىتواند ، حسّاسيّت ما آن را لمس كند و در حافظهء ما بماند و از نو همّت اخلاقى ما را برانگيزد ، و به نظر مىرسد كه يك پشيمانى گذرا يا اتّهام ، قرين با ما نيست . و اين‌ها همان حسناتى است كه ما از فداكارى انتظار داريم ، آنها را آزادانه در پى اشتباهى كه ما در حالات مختلف تعمّد نداشتيم ، مرتكب شده‌ايم ، پذيرا باشيم و بر خود بپسنديم .