محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
309
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نبوده ، و در بخش معيّنى از زمين بوده و در جاى ديگر نبوده است ؟ . . . و آيا تصادفى بوده كه ما فارس را انتخاب كرديم ، بهطور مثال ؛ مصر و جزيرة العرب را انتخاب نكرديم و چرا هند برهمائى را برگزيديم ، نه جاى ديگر را ؟ . . . مؤلّف در مقدّمهء خودش به اين پرسش پاسخ مىدهد كه وى سرزمينهاى آباد مورد توجّه خودش را تعيين كرده ، بهطورىكه جز مجتمعاتى را در مقايسه شامل نگردد كه رويدادها را با قوانين و احكام مطمئنّى استوار كرده باشد . و ليكن آيا ما به قوانين و احكام خودمان بيش از قوانين عرفى قبايل آفريقاى شمالى اطمينان داريم كه آنها براى نظم هموطنانشان نوشتهاند ؟ و همچنين از قوانين قبايل استراليا نسبت به همسايههايشان در بخش هند شرقى ( اندونيزى ) . و از اوستا يا فيدا يا قانون حمورابى نسبت به قوانين قرآنىمان ؟ حقيقت اين است كه ما از آنچه اتّفاق افتاده است ، بيمناك هستيم ، راجع به اينكه مؤلّف در طول حركت و مسير خودش از چين تا مراكش و از قرن هفتم تاكنون در هر گامى به موازات اجتماعات اسلامى ، بدون اينكه توقّف داشته باشد ، حركت كرده است و تمام همّ او اين بوده است ، اينها را دور بزند و بگذرد . باوجود اين بررسى اين اجتماعاتى كه شمار آنها تعيين نشده ، ممكن است در كره زمين ناشناخته باشد ، بسيارى از سختىها يا پيچيدگىها را تحمل نكرده باشد ، آنان به شمار صدها ميليون از مردمان هستند كه باهم در مورد قانون اساسىشان هماهنگى خاصّ ويژهاى دارند و در جلو چشمانمان زندگى مىكنند ، درحالىكه اروپا با آنان پيمان اقتصادى و سياسى بسته است . چهبسا فوكونيه [ Fauconnet ] نسبت به آنچه قانون اسلامى در اين مورد حكم مىكند ، علىرغم اينكه اشارهء غير مستقيم به آن دارد ، شخصا بىاطلاع بوده است . « 1 » و كمتر براى ما اهمّيّت دارد كه بدانيم انگيزهاى كه باعث اين غفلتزدگى حساب شده چه بوده است ، ولى ما تنها اين مطلب را ملاحظه مىكنيم كه نقص مهمّى كه از اين غفلتزدگى نشأت گرفته است ، دو نتيجه را به ما مىدهد كه مؤلّف خواسته است تا آنها را به صورت قانونى فراگير مطرح كند ، علاوه بر اينكه هر دوى آنها از راه استقراى ناقص صادر شدهاند .
--> ( 1 ) - ر ك : Fauconnet , La Responsabilite ? , Etude de Sociologie , p . 122 ، حاشيهء : 1 .