محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

289

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

« پيروان مذهب مالكى دربارهء كسى كه مجبور بر كشتن كسى شده ، معتقدند كه بايد كشته شود ، درحالىكه اجماع دارند بر اين‌كه اگر كسى در معرض هلاكت قرار گرفته است و راه و چاره‌اى ندارد ، جز اين‌كه انسانى را بكشد و از گوشت او تغذيه كند ، نبايد او را كشت . » « 1 » . توضيح مطلب اين كه پايان دادن به زندگى فردى بىگناه كار زشتى است ، نبايد به خاطر حفظ زندگى و حيات خويش آن را مجاز بدانيم و براى اين‌كه اگر به اجل طبيعى بميريم ، بهتر از آن است كه كشته شويم . و اين‌چنين ارادهء انسانى در ارتباط با رويدادهاى فطرى درونى و يا طبيعى بيرونى از خلال قرآن كريم به عنوان يك آزادى مستقل براى ما روشن مىشود . بنابراين ؛ آيا استقلال مطلق نيز بر اين اساس ، براى ارادهء انسانى مسلّم و ثابت مىگردد ؟ و آيا اگر براى ما روا باشد كه بگوييم : در هيچ مخلوقى قدرتى وجود ندارد كه او را مجبور بر انجام كارى كند - يعنى همان نفسش - آيا بايد از آن مطلب اين نتيجه را بگيريم كه آفريدگار طبيعت به ذات خود در كار و تلاش ما هيچ دخالتى ندارد ؟ به راستى اين سؤال ، يعنى اين مشكل ماوراء طبيعى و يا بهتر بگوييم : اين مسئلهء الهى در مورد قضاى ازلى به‌طور كامل در مقابل ما مطرح است « 2 » ! قبلا كتابى به زبان عربى در يك موقعيّت تاريخى راجع به اين موضوع ، تأليف و منتشر كرده‌ايم « 3 » كه هدف ما در آن كتاب اين بوده است كه خلاصهء نقدى از افكار مختلفى را ارائه دهيم كه با تفكّر اسلامى درگير شده است ، و اينجا كافى است كه ما به خطوط برجسته‌اى از آن اشاره كنيم : نخست به مطلب مشكل قدريّه [ Pre ? destionisme ] اشاره مىكنيم كه منظورشان از آن دو معناى مختلف است ؛ به معناى مشخّص دقيق ، نظريّه‌اى است كه هر نوع عملى را كه انسان بخواهد با ارادهء خود انجام دهد ، به‌طور كامل لغو و بىمورد مىداند . بلكه قدريّه ، به معنايى

--> ( 1 ) - نگاه كنيد ؛ بداية المجتهد و نهاية المقتصد : 2 / 431 . ( 2 ) - اين همان مطلبى است كه قدريّه معتقدند كه خداوند امور بندگان را به خودشان تفويض كرده و هيچ دخالتى ندارد ، در برابر جبريّه كه مىگفتند : تمام كارها را خود خداوند انجام مىدهد و انسان هيچ دخالتى ندارد و ابزارى بيش نيست ، كه امام صادق عليه السّلام فرمود : لا جبر و لا تفويض بل امر بين الأمرين » : يعنى قدرت اصلى دست خداست ، ولى انسان مكلّف ، مسئول اعمال ارادى خويش است - م . ( 3 ) - المختار ، چاپ قاهره ، سال 1932 . م .