محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
282
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
تجربه در حقيقت ثابت كرده است كه ارادههايى كه معتدلترند در بحران و ازدحام كارها و در برابر مبارزهطلبى احساس مىكند كه در برابر تأثير غرايز اوّليه و انگيزههاى تسلّط و تهديدهاى شرايط خطرناك مىتواند به شدّت و سرسختانه مقاومت كند و ارزشمندترين چيزى را كه در اختيار دارد ، با رضا و رغبت فدا كند ، اين تنها نسبت به شهيدان صدق نمىكند كه آنها به خاطر هدف بالاتر از روى اختيار حياتشان را فدا مىكنند ، بلكه بر بيشتر سربازانى كه در كار خودشان خاضعند ، نيز صادق است ، آنها كسانى هستند كه به ميدان جنگ فرستاده مىشوند ، بدون اين كه بدانند براى چيست ، درگير مىشوند ، بلكه به خاطر صرف اطاعت آنها از سران سپاه مىباشد « 1 » . چهبسا كه به من بگوييد : من تمام تلاشم را مىكنم ، ولى به هدفم نمىرسم . اين حرف به صورت مطلق درست نيست ، زيرا اگر دل تو ، آن طبيعت كوچك توانايى بر مقاومت در برابر يك سپاه بزرگ را ندارد تا آن را فرونشاند و هرگاه بعضى از كارهاى بد ناگزير جاذبه دارند و بعضى از كارهاى خوب خوشايند نيستند ، روى اين جزء اثرپذير وجود تو ( دل ) تأثير مىگذارند ، پس چرا براساس خيرخواهى عقل براى اين حالت خود غمگين نمىشوى و اين طبيعت ذاتى خويش را حقير نمىشمارى ؟ . . . و چرا از همهء اينها بازمىايستى و خوددارى مىكنى و خودت را نسبت به اين جزء ( قلب و دلت ) به منزلهء بالاترين قاضى و آخرين داور قرار مىدهى ؟ . . . . و چرا به پذيرش اين وضع و خرسندى به آن بسنده نمىكنى ، و يكباره اوامرى به قواى اجرائى خود صادر
--> - عبارت حديث چنانكه صحيح بخارى از ابو هريره نقل كرده است ، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « شيطان بالاى سر هريك از شما وقتى كه در خواب است ، سه گره مىزند كه هر گرهى بهقدر يك شب طولانى است ، پس شخص مىخوابد ، اگر بيدار شد و خدا را ياد كرد ، گرهى بازمىشود ، و اگر وضو گرفت ، گره ديگرى بازمىشود ، در نتيجه شاداب و از روى ميل صبح مىكند و اگرنه ، نه ناپاك و از روى كسالت بيدار مىشود . و ر ك : تفسير قرطبى : 3 / 23 ، 19 / 56 ؛ التّمهيد ابن عبد البرّ : 19 / 45 ؛ صحيح مسلم : 1 / 538 ، حديث 776 ؛ تنوير الحوالك : 1 / 146 ، حديث 424 ؛ ميزان الإعتدال : 2 / 89 ؛ صحيح بخارى : 1 / 383 ، حديث 1091 و : 3 / 1193 ، حديث 3096 ؛ مستدرك الوسائل : 6 / 340 ؛ صحيح ابن حبّان : 6 / 293 ، حديث 2553 ؛ مجمع الزّوائد : 2 / 262 ؛ موطّأ مالك : 1 / 176 ، حديث 424 ؛ مسند احمد : 2 / 243 ، حديث 7306 . ( 1 ) - اين همان ديدگاه اهل سنّت است كه زمامداران را بهطور مطلق أولى الأمر و واجب الإطاعه مىدانند در صورتى كه از نظر شيعه اطاعت حاكمان جور كمك بر ظلم و ظالم است ! - م .