محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
275
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
البتّه گاهى اتّفاق مىافتد آن اهميّتى را كه به درخواست آنها مىدهيم ، تقريبا برابر است با اينكه پس از دقّت مىبينيم كه در يك طرف ، عوض فزونى طرف ديگر ، كاستى وجود دارد ، و همچنين به نظر مىرسد كه هر دوى آنها در برخوردارى وجدان همسانند ، درحالىكه بيشتر اوقات دوباره به همان نقطهء انديشهء اوّليه برمىگرديم و تجديدنظر مىكنيم . و به اين ترتيب ، يك لحظه همچنان در اختيار خودمان بين دو چيز مردّد مىمانيم ؛ بين عمل مشروعى كه بسيار زيبا و كمزحمت است ، ولى سهل و سست است و بين عمل مجاز ديگرى كه آنقدر زيبا نيست و پرزحمت است ، امّا استوار و متين مىباشد . و بدينطريق سرگردانى و اضطراب بيشتر وقتى گريبان ما را مىگيرد كه از ما مىخواهد از ميان دو كارى كه يكى پرفايده و شايستهتر و ديگرى كه پرفضيلت است و اجر و ثواب بيشترى دارد ، يكى را برگزينيم . و نيز گاهى اتّفاق مىافتد كه يكى از دو كار حلال نسبت به عادتهايى كه داريم و زمينههاى موجود در شكلى برتر و بيشتر قابل پذيرش است و حلال ديگر در همان شرايط پذيرفته و قابل قبول نيست ، ولى در نظر عقل كمتر از آن اوّلى نمىباشد ، درحالىكه يك مانعى در اين مورد نسبت به اوّلى وجود دارد كه بين اين عمل و بين قرار گرفتن آن در جايگاه اصليش فاصله مىاندازد . جز اينكه حدّ فاصل بين پديدهء اراده نسبت به پديدههاى ديگر درونى از روى اختلاف طبيعت مخصوص آنها تشخيص داده مىشود ، زيرا كه بين اين پديدهها و پديدهء اراده ناسازگارى اساسى و جدايى مداوم وجود دارد ، در نتيجه شخص از اين حالات مختلف به يك عمل مخصوص بهطور مساوى منتقل نمىشود . بنابراين ؛ از يك تفكّر معيّن بهطور طبيعى يك نتيجه به دست مىآيد و هر جهتگيرى برخاسته از تمايل خاصّى است و هر عاطفهاى از عواطف حالتى است براى نفس انسانى و از تركيب همهء اينها و يا درهم شدن اينها پديدهء مركّب ديگرى به وجود مىآيد كه ديگر آن اراده نيست و نزديكترين حالتها به اراده همان ميل و رغبت است ، ولى « از ميل و رغبت تا اراده مسافت زيادى وجود دارد ، به همان اندازه كه دعا كردن تا استجابت فاصله دارد » . به راستى معناى اراده آن نيست كه ما طلب و درخواست را مجاز بدانيم ، بلكه يك امر