محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
268
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
پيش مىگيرد و خودش را كه بر سر دوراهى ديد ؛ يكى از دوراهى را برمىگزيند كه در پيشرو دارد ؛ ولى رازى و برخى از اشاعره بين دو نظريّهء مخالف مردّدند « 1 » . قبلا گذشت و ما توضيح داديم كه مايل نيستيم به طرز تفكر شايع در نزد معتزله رأى دهيم ، بنابراين اين نوع از اختيار خودخواهانه بايد در هر حال از موضوع ما بدور باشد ، نه تنها از آن جهت كه اين اختيار پستترين درجهء آزادى است - به گفتهء دكارت - بلكه چون ما مىبينيم كه ارادهء بىمبالات يك ارادهء ناقصى است و آن جز نصف اراده نيست و نيمهء ديگر اراده ابزارى و تصادفى است . من وقتى كه بامدادان در برابر پوشاكهاى زيادى قرار مىگيرم كه همگى مناسب با موسم و فصل سال هستند ، خودم را لحظهاى سرگردان مىبينم ، ولى زير فشار وقت رفتن به محلّ كار ، تصميم مىگيرم ، هركدام بود يكى را بپوشم ، البتّه ارادهء من اين پوشش را تصوّر نكرده ، مگر با چشمپوشى از ويژگىهايش ، با اين نگرش كه آن نمونهاى از طرز تفكّر عمومى است كه نمونههاى ديگرى آن را نيز تحريم نكردهاند . البتّه هرچهقدر كه من علاقهمندتر بودم كه پيش از بيرون رفتن از خانه با حشمت و محترمانه زينت كنم ، و اين جنبهء از عمل من با تمام تأكيد ، امرى ارادى بوده و دليل خودش را داشته است . ولى از جنبهء تفصيلى وقتى كه ما مىگوييم : ( براى من اين يا آن فرق نمىكند ) دستهايم را روبهرو بلند مىكنم ، درحالىكه موضوع اختيار آن چيزى نيست كه روبهروى من قرار دارد . در زمينهء اخلاق ، جريان با اين تفاوت دارد . در اين زمينه اراده همواره مانع است كه در يك آن واحد هم سلبى باشد و هم ايجابى ؛ زيرا من وقتى كه به اين طرف مايلم ، به آن طرف ديگر مايل نيستم و اين چيزى است كه اساسا به وسيلهء انگيزهاى - هرچه باشد ؛ سود يا وظيفهء واجب - قطعى و حتمى مىشود . و جريان در تمام اختيارهاى به معناى صحيحش همينطور است .
--> ( 1 ) - ر ك : منهاج السنّه : 1 / 111 . ابن تيميه ترديد اينان را بدين نحو ترسيم كرده است ، مىگويد : « آنها وقتى كه در مسئله « قدر » به معتزله و عقايد آنها مىنگرند ، اين اصل را باطل شمرده و مىگويند كه فعل در صورت وجود مرجحّ بايد انجام گيرد ، ولى بدون مرجحّ تام ممتنع است ، و از آنها پشتيبانى مىكنند كه قادر مختار هيچيك از دو مقدور خود را بر ديگرى ترجيح نمىدهد ، مگر با مرجحّ تامّ و تمام . و چون فلاسفه در مسئلهء حدوث عالم و اثبات فاعل مختار و ابطال قول ايشان به وسيله موجب بالذّات ، راه معتزله و جهميّه را در اينكه قادر مختار يكى از دو مقدور خود را بر ديگرى بدون مرجحّ ترجيح مىدهد ، پيش گرفتهاند ، و دانشمندان عامّهاى كه راه ابو عبد اللّه بن خطيب و امثال او را رفتهاند ، مىبينند آنان نيز همين تناقضگويى را دارند . ( مترجم فرانسه به عربى ) .