محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

254

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

« رابطهء معرفت » يعنى « رابطهء اراده » است . و وجدان كلى براى فرد اخلاقى در يك لحظه اين رابطهء دو جانبه را دارد و بسان يك هنرمندى است كه تابلوى نقاشى خود را آماده مىكند و به الگو مىنگرد ؛ چه در همسان‌سازى با او و يا در قوانين مستقل از او ، بنابراين پس حكمتى كه اهتمام دارد بر اين‌كه اعمالى را به اشخاص نسبت دهد ، نمىتواند در اين مورد حكم عادلانه‌اى را صادر كند ، مگر اين‌كه آن راه و روشى كه اعمال ما بدان راه و روش انجام مىگيرد و هم ارتباط آن را با شخص ما در نظر بگيرد . بنابراين عمل غير ارادى بايد پيش از هر چيز از ميدان مسئوليت دور شود ، از آن جهت كه عمل غير ارادى به‌طور مطلق اين عنصر تكوينى شخصيت - يعنى اراده - را همچنان مىكاهد . بنابراين به‌طور مثال : كسى كه در سير و حركتش به زمين بخورد ، ممكن نيست كه نه مسئول افتادن خودش باشد و نه مسؤل پيآمدهاى تيره و ناراحت‌كننده و يا گوارا و خوش‌آيند آن نسبت به خودش و يا ديگران . عمل غير ارادى از جنبهء انسانيت يك پديده است ، هرچند كه از نظر اصطلاحى به آن ، عنوان يك عمل را اطلاق مىكنند ، زيرا وقتى كه ما تعبير قرآنى را به كار ببريم ، هرگز يك عمل غير ارادى از جمله اعمال اكتسابى ما نمىباشد ! « 1 » بنابراين آيا ما براساس نقيض قضيه مىتوانيم بگوييم كه همين‌قدر كافى است كه يك عمل مورد نظر ما باشد تا بر ما حمل گردد ؟ . . . آرى . . . و نه . . . آرى . . . در صورتى كه مقصود از حمل ، سببيّت به نحوى از انحاء باشد ، و نه . . . در صورتى كه حمل يك عمل مترادف و هم‌معناى مسئوليت اخلاقى باشد ، زيراكه اين مسئوليت ، صرف نسبت عمل به انسان به صورت كلّى و گسترده نيست ، بلكه ناگزير از وجود يك صفت مشخّص كننده است ، بدان معنى كه اين عمل به استحقاق پاداش و يا كيفر مىانجامد . و بنابراين از جمله مطالب قطعى همين است كه عملى را از اين صفت جدا كنيم ، اين عمل ارادى از طرف صاحب آن عمل با همان راه و روشى قابل تصور است كه قانونگذار آن را تصور كرده است . و همچنان كه در منطق ، تماثل و تعارضى نمىتواند وجود داشته باشد ، مگر وقتى كه دو

--> ( 1 ) - برگرفته از آيهء 286 سورهء بقره است كه مىفرمايد : « هركس كار نيكى انجام دهد ، براى خود انجام داده و هركس كار بدى كند ، به زيان خود كرده است .