محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
225
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
و « وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » « 1 » از همهء اينها به وضوح اين نتيجه را مىگيريم كه در ثواب و عقاب امكان هيچگونه تغيير يا امتداد و يا اشتراك و يا اشتباه وجود ندارد ، حتى بين پدران و پسران ؛ در صورتى كه پدران و نياكان ما الگويى از الگوهايى را به ما القا كردهاند و عاداتى را كه ما از آنها آموختهايم . و هرگاه ما مسئول روشى باشيم كه اين آموخته موروثى را از آن طريق به كار بستهايم ، بايد بهطور مطلق به همراه ايشان تمام بار گناه عمل آنها را نيز به دوش بكشيم : « تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ » « 2 » و اينچنين با كشيدن قلم ، دشوارى خطاى اصلى ، محو مىگردد . بنابراين قرآن تنها اين مطلب را رد نمىكند كه خطاهاى انسان نخستين را بر همهء مردم تقسيم مىكند ، بلكه اين خطا در قرآن كريم در پوشش اين صفت دنيوى مطرح نيست ، بهطورىكه اختصاصا ديانت مسيحى چنين عقيدهاى را دارد . زيراكه حضرت آدم به خاطر خبث طينت و يا نيّت بدش مرتكب آن خطا نشد . و اين نيز كفايت نمىكند كه بگويند به خاطر تحريك شديد وى مرتكب شد ، بلكه به پيروى از قرآن بايد اضافه كنيم كه اين وادار ساختن و تحريك بر عمل در ذات خود طبيعت مادى نداشت ، زيراكه نخستين جدّ ما را سخنان دشمنى فريب داد كه براى اثبات سخنانش سوگند ياد كرد . « 3 » و او پنداشت كه خيرخواه اوست از روى سادگى ، چهبسا در حين خوردن ميوهء ممنوعه و
--> ( 1 ) - نجم ( 53 ) آيهء 39 : كه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست . ( 2 ) - بقره ( 2 ) آيههاى 134 - 141 : آنها امّتى بودند كه درگذشتند ، و اعمالشان مربوط به خودشان است ، و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست ، و شما هرگز مسئول اعمال آنها نخواهيد بود . ( 3 ) - از مطالب شايان ذكر اين است كه ما معتقديم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امام عليه السّلام معصومند ، به اين معنى كه پيامبر منزّه از گناهان كبيره و صغيره و از خطا و نسيان است ، بلكه از آنچه با جوانمردى منافات دارد و از هر عملى كه عرفا زشت و ناپسند باشد ، مبراست . پناه به خدا اگر عصمت نداشته باشند . اگر ما در هر حال احتمال خطا و نسيان بدهيم ، در آن صورت هيچيك از گفتار و رفتار آنها براى ما حجت نخواهد بود و ما الزامى به پيروى از آنان نخواهيم داشت ، و اين خود هدف بعثت انبيا را نقش بر آب مىكند . درحالىكه تمام دانشمندان شيعه اماميه به عصمت انبياء اجماع دارند و انبياء عليهم السّلام را از خطا و نسيان منزه مىدانند . و هرچه از ظاهر برخى از اخبار خلاف اين عقيده تصوّر مىشود ، قابل تأويل است ؛ بهطور مثال چنين توجيه مىكنند : اوّلا ، آدم و حواء عليهما السّلام پيش از آن كسى را نديده بودند كه به دروغ بر خدا سوگند بخورد . ثانيا ، اين رويداد پيش از رسيدن حضرت آدم عليه السّلام به نبوت بوده است ، و از طرفى اين گناه كبيره نبوده است و گناهان صغيره بخشوده است ( شايد در آن -