محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
213
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
جز اينكه اين مفهوم چيزى جز يك جهت نامحسوس نيست كه بيانگر استعدادى دور از دسترس براى قبول مسئوليت بالفعل است ، و اين جنبهء نهادى روشن نمىشود ، مگر وقتى كه برخى از شرايط : ( از قبيل سنّ و سلامتى مثلا ) محقق گردد تا اينكه مقاصد اخلاقى بهطور مشخص بر تعهدات و التزامات ما بار شود . همچنين تنها اجتماع اين شرايط كلى ، جهت مسئوليت فعلى ما كافى نيست ، بلكه شرايط مادّى نيز بايد بر آنها افزوده شود ، تا اينكه كوشش و تلاشمان را وارد تاروپود وقايع و رويدادها نماييم . حقيقت اين است كه اين شرايط تخلفناپذير است ، بنابراين هريك از ما بهطور يقين پارهاى از وابستگىها را داريم كه جاى مشخّصى را اشغال مىكند و برخى وظايف را در ساختن اجتماع بر عهده دارد . بنابراين پدر مسئول رفاه مادى و اخلاقى فرزندان خود است ، مربى مسئول فرهنگ اخلاقى و عقلانيّت جوانها و عامل جريان انداختن عمل و كمال جوانهاست . و قاضى مسئول نشر عدالت و دادگسترى و پليس مسئول امنيت عمومى و سرباز و ارتشى مسئول حفظ وطن است . همچنين فردفرد ما مسئول پاكسازى دلها و استوار انديشه و افكارمان هستيم ، همانطورى كه مسئول مراقبت از تندرستى و زندگى خود هستيم ، تا آنجا كه مىتوانيم هر لحظهاى از لحظات زندگى انسانى برخى از مسئوليتها را احساس كنيم ، درحالىكه همهء آنها تنها مسئوليتهاى واجبه نيستند ، بلكه در زمان حاضر و اتفاقى هستند ، در هر زمانى كه شرايط عمومى آنها تحقق يابد ، وانگهى اختلاف موارد هيچ دخالتى در مسئوليت ما ندارد ، مگر از جهت تخصيص و تعيين موضوع مسئوليت . افزون بر اين نبايد ما در اينجا بين دو معناى متفاوت مسئوليت را بهطور كلى باهم مخلوط كنيم ، بنابراين به مقدارى كه خصوصيّات و اعتبارات ويژه از درهم شدن آنها ( كه از نوع خاصّى است كه بعدها خواهيم ديد ) بازمىدارد . ما در مرحلهء مسئوليت طبيعى مىمانيم كه همان صرف خواستن براى موضع خاصى است ، و اينكه تو مسئولى ، معنايى جز اين ندارد كه تو شايستگى چنين مسئوليتى را دارى و بس . پس انسان ، پيش از آنكه خودش را مسئول ببيند و قبل از آنكه مسئول اخلاقى محسوب شود ، مسئول طبيعى است . اكنون ، اگر اين درست است كه مسئوليت ما به اين صورت يا به آن صورت همواره به ما چسبيده است ، پس لازمهاش اين نيست كه ما هميشه موافق آن باشيم ، بلكه حتّى پس از آنكه