محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

195

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

فيلسوف فرانسوى فردريك روه [ Frederic Rauh ] از اين طرز تفكر تا آخرش دفاع نمىكند ، اين تفكرى كه مىرود تا به‌طور كامل نظريهء الزام و ضرورت تكليف و به همراه آن خود اخلاق را نقش بر آب كند . درحالىكه فردريك هرچند كه به برترى انديشهء واجب ، نسبت به فرد اعتراف دارد ، جز اين‌كه با آن همه مىخواهد بگويد كه هركسى صاحب مبادى و احكام ويژهء خود و به وجودآورندهء آنهاست . « 1 » ممكن است بدون ترس از تعجب ديگران ، بگوييم كه علىرغم فاصله زيادى كه بين اين طرز تفكر و تفكر كانت وجود دارد ، درعين‌حال باهم تلاقى دارند و در بعضى از معيارها با يكديگر توافق دارند ، توضيح اين‌كه هريك از آنها منظورشان از وظيفه ، چيزى جز معناى عام آن نيست كه هيچ نوع جهت‌گيرى خاصى را شامل نمىشود . جز اين‌كه اختلاف دو نظريه - پس از اين توافق - در نقطهء آزاد روشن مىشود ؛ درحالىكه فيلسوف آلمانى در آسمان منطق دور مىزند و جز چند پلكانى به سمت محسوسات فرود نمىآيد و با همهء محافظه‌كارى ما مىبينيم كه نويسندهء « تجربهء اخلاقى » « 2 » ناگهانى با شتاب روى خاك نفسانى فرود مىآيد . ديديم كه كانت چگونه مىخواست از طرز تفكرى خلاص شود كه معتقد بود جوهر عمل خير نسبت به تمام خواسته‌ها حق دارد كه از اين مبدأ برخى اشكال را به وجود آورد كه كمترين تجريد را دارد و سپس از آن اشكال برخى از قواعدى را كه بيشترين جنبهء مادى را دارد . در نهايت او به مجرد اين‌كه اين شكل را كشف كرد ، آن را تا ابد در دايرهء قاطع و ثابت خود پابرجا نمود و قسمتى را به قسمت ديگر حلقه زد ، به‌طورى كه گويا اعداد « ليبنزى » « 3 » است . بنابراين وى با مشكل برخورد وظايف با يكديگر مواجه نبود ، زيرا هر چيزى كه به نظر او

--> ( 1 ) - قبلا از فيلسوف آلمانى فيخته [ Fichte ] همان گونه كه گذشت ؛ وى ضرورتى را كه هر فردى با آن مواجه است ، يعنى همان عمل وى را در حد قانع شدنش قاعده اساسى اخلاق مىدانست و برهان وى نيز اين بود : كه وجدان مطلقا امكان ندارد كه اشتباه كند . ولى به‌طور واضح معلوم مىشود ، اين اصطلاح در انديشهء شاگرد كانت به آن صراحتى كه در انديشهء « روه » وجود داشت ، به آن صراحت نيست . ( 2 ) - L'expe ? rience morale . ( 3 ) - به فيلسوف آلمانى گوت فريد ليبنز [ Gottfrid Leibniz ] ، متولد شهر ليبزج ( 1646 - 1716 م ) منسوب است . وى يكى از طرفداران فلسفهء مثالى است و معتقد است كه تمام موجودات براساس اعداد به وجود آمده‌اند كه در بين آنها توافق قبلى برقرار است ، و سرانجام به فلسفهء تفاؤلى انجاميد . ( مترجم عربى )