محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
176
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
ولى بايد ديد در اين صورت فايدهء اين وجدان چيست ؟ وجدانى كه هرگز حضور يا عدم حضورش چيزى را در مجراى امور تغيير نمىدهد ؟ و چون از سوى ديگر مطلب را مورد توجّه قرار دهيم ، و فرد انجامدهندهء عمل را با آزادى كامل در انتخاب و تصرّفش در نظر بگيريم ، نتيجه برعكس خواهد بود ، زيرا در آن صورت فرمان وجدان به يك نصيحت صرف مبدّل مىشود كه برحسب ارادهء خودمان مىتوانيم بپذيريم و يا نپذيريم . در برابر اين انگيزهها و عوامل متفاوت وظيفهء ما چيست ؟ آيا وظيفهء ما گزينش يكى از دو طرف است ، يا اينكه هر دو را باهم سازش دادن ؟ و در صورت اختيار ، كدام يك از دو طرف را برگزينيم ؟ و در صورت سازش دادن ، بر چه اساسى اين سازش را بايد انجام داد ؟ اينها مشكلاتى است كه راهحلى مىطلبد ، و ما اكنون بايد ببينيم چگونه مىشود راهحلهاى مختلف را پيدا كرد . در سطور آينده تا پايان فصل ، به بيان اين مطلب اهتمام خواهيم ورزيد كه راه حل قرآنى چگونه مىتواند هماهنگى منصفانهاى براى تمام جوانب قضيه را در نظر بگيرد ، درحالىكه از نظر ديدگاههاى عادى نسبت به انتخاب يكى از دو طرف متفاوت ، جهتگيرىهاى متفاوتى در ارزيابى وجود دارد . در بخش آينده - كه اختصاص به خاتمه داديم - بر اين مطلب بسنده خواهيم كرد كه شق اول از اين دعواى دوسويه را اثبات كنيم ، و اكنون به شق دوم مىپردازيم تا مشكلاتى را كه دو نظريهء اصلى با آنها برخورد دارند ، روشن سازيم ، در اينجا دو مثال الگويى را براى دو طرف افراط و تفريط تقديم مىكنيم كه يكى از آنها تجسّمبخش سلطهء قاطع نسبت به وظيفه كلّى است و ديگرى مدافع اصالت عمل خود شخص عامل در برابر انديشهء جزمى منطقى : نظريهء كانت و نظريه روه . ( Rauh ) نظريهء كانت [ و مراحل مكتب اخلاقى او ] : چنين معروف است كه اين فيلسوف آلمانى براى اينكه در برابر برخى از نظرياتى بايستد كه اخلاق را درحالىكه براى تمام مسائل زندگى دنيوى مفيد دانسته ، كاملا پسنديده بودند ، اين