محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

168

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

شرط آنكه به‌طور موازى ، تمام جوانب را تا سطح معينى تربيت كنيم ، به اين معنى كه بايد نفس آدمى تمام ارزش‌ها را پيش از آنكه در آن ميان تخصّص در يك جنبه پيدا كند ، مورد عمل و ممارست قرار دهد ، و اين همان مفهوم وظيفه اخلاقى در اسلام است : « همانا پروردگارت را بر تو حقّى است و خويشتن را بر خود حقى است و خويشاوندانت را بر تو حقى است » « 1 » ، و در روايتى آمده است : « . . . و ديداركنندگانت را بر تو حقى است ، پس حق هر صاحب حقى را ادا كن ! » « 2 » از اين اختلاف‌نظر دربارهء ارزش‌ها به اين نتيجهء قطعى مىرسيم كه وظيفه ، شاخه‌اى از شاخه‌هاى زندگى است ، زيبنده نيست كه به‌جز در گسترهء مشخصى از خير ممكن و ميسور در همان شاخه ، خود را مشغول كند و فرصت را جهت شاخه‌هاى ديگر فروگذارد تا نيازشان را برآورده و از نشاط و علاقه ما بهرهء شرعى خود را ببرند . اينجا مقياسى وجود دارد كه وجدان‌هاى پاك بدان وسيله مىتوانند به حد اعلاى راهنمايى اشاره كنند كه با اين مقياس معناى هر فضيلتى - در صورتى كه به فضيلت ديگر زيان برساند - به نقيض خود تبديل مىشود . جز اين‌كه اين حد اعلا به تبع استعداد اشخاص و به تبع شرايطى كه پيش مىآيد ، تفاوت مىكند ، ميدان خير اخلاقى را جز به مقدار جزئى و منفى محدود نمىسازد ، زيرا اگر آن ميدان باز باشد ، هر فردى درجات مختلف فضيلت و شايستگى خود را مىشناسد ، به‌گونه‌اى كه در اين درجه و يا در درجهء ديگر كاستى را در پى دارد ، البته گاهى با ملامت شديد و گاهى با ملامت اندك و يا سرزنش بيشترى و بالاخره كمترين انجام نگرفتن كارى در وجدان آدمى بدون پاسخ نمىماند . آيا اين بدان معنى نيست كه يك فرد ، آگاهى ضمنى يافته است كه كار خير بايد از دو ارزش

--> ( 1 ) - بنگريد : تفسير ابن كثير : 3 / 400 ؛ بحار الانوار : 67 / 128 ؛ حديث 14 ؛ سير اعلام النبلاء : 1 / 542 ؛ صحيح ابن حبان : 2 / 24 ؛ مسند ابو يعلى : 2 / 193 ؛ تاريخ واسط ؛ 1 / 233 ؛ الاستيعاب ؛ 2 / 637 ؛ مستدرك سفينة : 3 / 268 . ( 2 ) - بنگريد : صحيح بخارى : 2 / 696 ، حديث 1873 و ص 697 ، حديث 1874 و 5 / 2272 حديث 5783 ، صحيح ابن حبّان : 8 / 337 ، حديث 3571 ، سنن كبراى بيهقى : 4 / 299 ، حديث 8257 ؛ سنن كبرا : 2 / 176 ، حديث 2923 ؛ مسند احمد : 2 / 198 ، الترغيب و الترهيب : 3 / 250 ، حديث 3904 ؛ فتح البارى : 3 / 39 و 4 / 217 و 1 / 531 . حديث 5783 ؛ طبقات الكبرى : 4 / 263 ، المحلى : 7 / 12 .