محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

150

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

شود ، « 1 » بنابراين ديگر در عالم هستى براى تحقّق ارادهء الهى چه مىماند ؟ امّا استدلال دوم اين دليل نيز براساس خلط منطقى بين دو نوع از قضايا استوار است ؛ يكى قائم به ذات و ديگرى وابسته به غير است ؛ ايمان و عدم ايمان دو قضيهء متناقض است ، با اين فرض كه اين دو قضيه تمام شرايط و صفات مورد نظر را دارند . « 2 » ولى ايمان فردى بر اين‌كه وى هرگز ايمان نخواهد آورد ، رويدادى واقعى است نسبت به كسى كه ايمان نمىآورد تا وقتى كه او اين احساس را در خود دارد و با تجربهء مستقيم و شخصى از آن آگاه است . وقتى كه تمام اهداف اشاعره در اين صحنهء قرآنى نقش بر آب شده و باطل گرديد ، مباحث خود را متوجّه چيزهايى كردند كه ميدان بحث بيشترى داشته و بيشتر به عقل خالص تكيه دارد ، و اينك آنهايند كه مىخواهند براى ما دليل بياورند كه تكليف به محال بيش از آنكه در شريعت الهى قاعده‌اى خصوصى باشد ، از جهتى قاعده‌اى عمومى است . مخالفان ايشان ، يعنى معتزله در مقام دفاع از آزادى انسان ، عمل انسان را پيش كشيده ، مىگويند : هركس مىتواند قدرت و توان خود را بيازمايد ؛ كارى را انجام دهد و يا خوددارى كرده و انجام ندهد . اشاعره بر اين گفتهء معتزله اعتراض نموده و گفته‌اند : احتمالا اين قدرت پيش از عمل بوده ، درحالىكه قدرت فعلى همراه عمل است ، « 3 » از آن جهت كه امكان ندارد اين قدرت بر ضدّين تأثيرگذار باشد ، مگر در پى هم . بنابراين اگر قدرت به يكى از آنها مشغول شد ، ديگرى محال خواهد بود ، البتّه تا وقتى كه اوّلى در حال تحقّق است . پس كسى كه مخالف امر الهى است و تمام كوشش خود را در جهت خلاف آن صرف مىكند ، او در اين حال قدرت بر طاعت ندارد ؛ يعنى در حينى كه مشغول معصيت است . ولى با اين همه در همين لحظه او مكلّف است كه تكليف واجب خود را انجام دهد ، به اين ترتيب

--> ( 1 ) - يعنى اگر علم خدا دليل فعل و يا عدم فعل انسان باشد ، براى ارادهء خدا جايى باقى نمىماند ( و ) . ( 2 ) - دانشمندان منطق ، در تناقض بين دو قضيه ، مىگويند : بايد دو افتراق و هشت اتّحاد وجود داشته باشد ، دو قضيه در كم و كيف متفاوت باشند و در : موضوع ، محمول ، زمان ، مكان ، شرط ، اضافه ، جزء و كل و قوّه و فعل متّحد باشند و حتّى بعضى وحدت در مفعول ، آلت و معدود را نيز بر اين هشت وحدت افزوده‌اند ( م ) . ( 3 ) - اين نظريّه ، نظير نظريهء برگسون از آزادى است كه مبتنى بر نداشتن قدرت بر آگاهى از عمل و ديناميكى بودن ذات فاعل است ؟