محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
136
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
را وادار مىكند تا وعدهء دروغى بدهد ، حال ببينيم بهطور دقيق چه اتّفاقى مىافتد كه ما اين اصل را به يك قانون فراگير بازمىگردانيم ؟ ترديدى نيست كه تا اين سطح بالا رفتن عملى كه از انسان سر مىزند و هر فردى بدان وسيله ديگران را فريب مىدهد ، اين حادثه بر زيان كسى اتّفاق مىافتد و اين انسان به درستى كه نمىخواسته است او را فريب دهد ، و از آن لحظه اتّفاق ، تعارض پديد آمده و به جايگاه بالاى قانونگذارى انتقال يافته است . امّا آيا اين كشمكش در حقيقت تناقضى را در پى دارد كه او - خواسته يا ناخواسته - فريب مىخورد ؟ البتّه ما معتقديم كه اين تعارض ظاهرى جز از ناديده گرفتن معناى لفظ « مىخواهد » نشأت نگرفته كه يك نقش دوگانهء عملى ( actif ) و عاطفى ( offectif ) را ايفا مىكند . بنابراين ، واقعيّت اين است كه ارادهء ما به معناى حقيقى كلمه ، عبارت از قدرت تصميمگيرى است كه - همانطورى كه يك فرد حريص خود را به مخاطره مىاندازد - تا توانمندى لازم را جهت برقرارى نظامى فراگير پيدا كند و در ادامه ، شايستگى تأثيرگذارى در چيزى را داشته باشد كه ما در اصطلاح به آن واژهء « اراده » اطلاق مىكنيم ، و آن چيزى جز حسّاسيّت يا قدرت بر رغبت و تمايل ما نيست ؛ بر اين اساس است كه قاضى « اراده مىكند » و مجازات تبهكار را عدالت به معناى عام مىبيند ، هرچند او دوست ندارد كه خود عند الاقتضاء مجازاتكننده باشد ! برمىگرديم به مثال وعدهء دروغ تا بپرسيم كه چرا اين خوشبينى نسبت به ديگران تضمين كننده نيست و اينكه مردم را فريب مىدهند . دروغگوى زرنگ و هوشيار ادّعا مىكند كه مىتواند تمام وسايل دستگيرى افراد را از كار بيندازد و از شبكههاى آنها فرار كند ، بدون اينكه نيازمند به بيرون شدن از مبدأ دروغ باشد ؟ ولى در پاسخ ما مىگويند : آيا ما موقعى كه به حرفهايى كه بين ما ردوبدل مىشود ، اعتماد نداريم ، در حقيقت زمينه را براى نابود ساختن تفكّر حقيقت وعدهمان به وسيلهء مبدأ وعدهء دروغ فراهم نكردهايم ، درحالىكه آنچه باعث امكان اطمينان به ديگران مىشود ، همان اعتماد است ؟ . . . به راستى كه كشف حيلهاى كه بدان وسيله در يك انديشه بهطور پنهانى افكار زيادى مىگذرد ، سهل و آسان است ، و بهرغم همهء اينها ، تفكّر وعده به اين خاطر و يا در جوهر ذات و يا در وجودش متناقض نيست ، و يا حتّى در امكان تأثيرگذارىاش روى بعضى متناقض نيست ، تا