محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

106

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

خَصِيماً » « 1 » . از اين سبك و سياق است موعظهء رسا و شيوايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر دو طرف نزاع پيش از فيصله دادن آنان ايراد فرمود ، به‌طورى كه از امّ سلمه نقل شده است كه ايشان فرمود : « همانا من هم بشرىام و شما داورى را نزد من مىآوريد و شايد يكى از شما گشاده زبانتر و سخنورتر از ديگرى باشد و من مطابق آنچه مىشنوم ، داورى مىكنم ؛ بنابراين من به نفع هركس چيزى از حق برادرش را حكم كردم ، نبايد بگيرد كه در حقيقت پاره‌اى از آتش را به او داده‌ام . » « 2 »

--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 106 : « هرگز از كسانى مباشى كه از خائنان حمايت نمايى » . واحدى در اسباب النّزول ، ص 120 ، در شأن نزول اين آيه مىنويسد : مردى از انصار به نام طعمة بن ابيرق فردى از فرزندان ظفر بن حارث زره همسايه‌اش به نام قتادة بن نعمان را دزديد ، اين زره ميان كيسه‌اى پر از آرد بود . از قسمت پارگى كيسه تا خانهء دزد آرد مىريخت و در خانه نيز اثر آرد بود . سپس زره را نزد مردى از يهود پنهان كرد كه او را زيد بن سمين مىگفتند . صاحبان زره آن را نزد طعمه جستند ، ولى نيافتند و او سوگند ياد كرد كه به خدا قسم زره را برنداشته است و هيچ اطلّاعى از آن ندارد ، صاحبان زره گفتند : آرى به خدا سوگند كه او وارد خانه ما شده و زره را برداشته است و ما آن را پى گرفته‌ايم تا وارد خانهء او شده و آثار آرد را در خانه‌اش ديده‌ايم . با اين همه ، وقتى كه او سوگند ياد كرد ، او را رها كردند و دنبال آرد را گرفتند تا به منزل مرد يهودى رسيدند و او را گرفتند . مرد يهودى گفت : طعمة بن ابيرق زره را به او داده است و گروهى از مردم نيز گواهى دادند . فرزندان ظفر گفتند : ما را نزد رسول خدا ببريد و با آن حضرت دراين‌باره صحبت كردند و از او خواستند تا از اقوام ايشان دفاع كند و گفتند : اگر اين كار را نكند ، او هلاك مىشود و رسوا مىگردد و يهودى تبرئه مىشود ! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست اين كار را بكند و طرفدارى آنها را نمايد و يهودى را مجازات كند كه خداى تعالى اين آيه را نازل كرد . ( مترجم عربى ) ما با نظر مؤلّف و هم‌چنين مترجم عربى اين كتاب دربارهء تفسير و تأويل اين آيه موافق نيستيم ، زيرا خلاصهء نظر دانشمندان شيعه از اين قرار است : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خاطر آن افراد منافق با مرد يهودى دشمنى نورزيد و اين كار را نكرد و اگرنه به خاطر وى - طعمة بن ابيرق بن عمرو بن حارثة بن ظفر انصارى - نهى وارد نمىشد ، بلكه در روايت اين مطلب ثابت شده است كه اقوام طعمه ، وقتى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درخواست كردند تا از طعمه ، حمايت كند و دزدى را به يهودى نسبت دهد ، او متوقّف و منتظر وحى ماند تا آيهء شريفه نازل شد . استغفار در اينجا نيز مربوط به كسانى است كه از طعمه حمايت مىكردند و مىخواستند كه او را از دزدى تبرئه كنند ؛ در صورتى كه بعدا بر خلاف تصوّر آنها شد . هم‌چنين منظور از كسانى كه به خود خيانت مىكنند ، نيز طعمه و افراد قبيله اويند كه با وجود علم به سرقت او ، از وى دفاع كردند و او را يارى نمودند . ر . ك : محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 17 / 39 ؛ و 22 / 74 ؛ [ هم‌چنين به تفاسير شيعه ، ذيل آيات 106 تا 113 ، سورهء مباركهء نساء ، مراجعه كنيد - م . ] ( 2 ) - ر ك : صحيح بخارى ، 3 / 235 ؛ سنن دار قطنى ، 4 / 239 ، حديث 126 و 127 ؛ مسند احمد ، 6 / 307 ؛ السنن الكبرى ، -