محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

104

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

موقعى كه موضوعى از موضوعات رسالت الهى خود را - راجع به نظام اخلاقى ، تشريعى و يا عبادى - مطرح مىكند ، به خطاهاى كوچك و بزرگ گرفتار مىشود ، « 1 » مگر زمانى كه با وحى الهى پشتيبانى گردد . هم‌چنين مىبينيم كه قرآن مجيد در موارد زيادى به آن حضرت اعتراض مىكند ؛ چون وى به حال مشركان دلسوزى كرد و نسبت به ايشان موضعى گرفت كه نشانى از رحمت داشت ، درحالىكه بايد بيشترين سختگيرى را مىنمود : « ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ » « 2 » در جاى ديگر پيامبر را مخاطب مىسازد : « عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ » « 3 » ، و در مورد سوم

--> - المحلى ، 8 / 286 ؛ مسند احمد ، 1 / 162 و 3 / 153 ؛ شرح نهج البلاغه ، / 207 ؛ الجامع الصغير ، 1 / 416 ، حديث 2714 ؛ كنز العمّال ، 11 / 465 ، حديث 32182 ؛ فيض القدير ، 1 / 625 ؛ سبل الهدى و الرّشاد ، 12 / 7 . به راستى نمىدانيم چه امورى بوده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آن وارد نبوده است ، بنابراين اگر امورى از قبيل گردافشانى درخت خرما بود كه اوّلا چرا وارد نباشد . . . ولى اگر منظور امور مربوط به خلافت و يا امامت است ، بحث ديگرى است . يادداشت محقّق ( 1 ) - ما نمىخواهيم دربارهء اين عبارت كه نسبت خطا - العياذ باللّه - به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داده ، يادداشتى بنويسيم ، ولى از مؤلّف كتاب مىپرسيم : آيا خود اعتقاد به عصمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دارد يا خير ، و آيا او را مؤيّد از جانب وحى مىداند يا نه ؟ و آيا به او در قانون‌گذارى تنها ، اعتماد است يا نه ؟ و بالاخره موضع مؤلّف كتاب نسبت به آيات عصمت چيست ؟ ( 2 ) - انفال ( 8 ) آيهء 67 : « هيچ پيامبرى حق ندارد اسيران جنگى داشته باشد ، تا به اندازهء كافى جاى پاى خود را محكم كند و ضربه‌هاى كارى و اطمينان‌بخش بر پيكر دشمن زند » . ما درصدد بررسى شأن نزول اين آيه شريفه نيستيم ، بلكه همين اندازه مىگوييم كه با اين موضعگيرى مؤلّف موافق نيستيم كه مىگويد : « هم‌چنين مىبينيم كه قرآن مجيد در موارد زيادى به آن حضرت اعتراض مىكند » . خلاصهء عقيدهء دانشمندان شيعهء اماميه در شأن نزول اين آيهء كريمه آن است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با اصحابش دربارهء اسيران مشورت كرد ، پيشنهادهاى آنان با نيّات آلوده همراه بود ، در عوض خيرخواهى ، خداوند از نيّات آنها پرده برداشت و آنان را نكوهش كرد و نيرنگ آنها را آشكار نمود و اين آيه نازل شد ، بنابراين سرزنش متوجّه آنها بوده و اعتراض نسبت به عقيدهء ايشان است و براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وضع آنان را روشن كرد تا معلوم شود كه مشورت با ايشان به خاطر نياز پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به پيشنهادهاى آنها نبوده است ، بلكه تنها براى آن بوده كه دل‌هاى آنان را نرم كند و به آنها بياموزد ، در وقت تصميم‌گيريشان چه كنند ، و براى اين‌كه به آداب الهى مؤدّب شوند ، به اين منظور با آنها مشورت كرد . بعضى گفته‌اند كه در ميان امّت پيامبر كسانىاند كه به دنبال آشوب و در كمين حادثه‌اند و خلاف را در باطن خود پنهان مىكنند و كينه در دل دارند و در تخريب امر پيامبر مىكوشند و بر خلاف دينش عمل مىكنند و كسى آنها را نمىشناسد و نام - و نشان ايشان را نمىداند ، پس پيامبر خواست با چنين كسانى مشورت كند تا پرده از باطن ايشان بردارد . ر . ك شيخ مفيد ، الفصول المختارة ، ص 32 ؛ المسائل العكبريّه ، ص 108 با تصرّف . نقل كرده‌اند كه پيامبر در جنگ بدر دربارهء اسيران به اصحابش فرمود : اگر خواستيد بكشيد و اگر خواستيد آزاد كنيد ! اصحاب گفتند : ما فديه مىگيريم تا بهره‌مند گرديم و بدان وسيله در برابر دشمن تقويت شويم ، گويند : پيامبر از گرفتن فديه راضى نبود تا اين‌كه سعد بن معاذ نارضايتى پيامبر را در چهره‌اش ديد ، گفت : يا رسول اللّه ! اين اوّلين جنگى است كه در آن با مشركان روبه‌رو شديم ، از نظر شدّت عمل و كشتن اين‌ها بهتر از نگه داشتن آن‌هاست ، عمر بن خطّاب گفت : يا رسول اللّه ! آنها شما را تكذيب كردند و با شما جنگيدند ، آنها را بياوريد و گردن بزنيد ! على را اجازه بده تا گردن عقيل را بزند . . . ر . ك محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 9 / 242 ؛ فضل بن حسن طبرسى ، مجمع البيان : 4 / 495 ؛ محمّد حسين طباطبايى ، الميزان : 9 / 139 . ( 3 ) - توبه ( 9 ) آيهء 43 : « خداوند تو را بخشيد ، چرا به آنها اجازه دادى ؟ » اين آيهء شريفه نيز مانند آيهء قبلى است . دليل بر اين مدّعا سخن امام رضا عليه السّلام است كه فرمود : اين از باب « ايّاك اعنى و اسمعى يا جاره » نازل شده است به ظاهر خداوند پيامبر را مخاطب قرار داده ، ولى منظور امّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است [ همان‌طورى كه در ضرب المثل معروف داريم : « به در مىگويد ، ديوار بشنود ! » م ] دربارهء حديث ر . ك : مسند الامام الرّضا ، 2 / 130 ؛ طبرسى ، الاحتجاج ، 2 / 222 ؛ محمّد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، 11 / 83 ؛ سيّد مرتضى تنزيه الانبياء ، ص 114 . و يا حديثى كه امام باقر عليه السّلام فرمود : تا كسانى را كه عذر دارند و كسانى را كه بدون عذر در خانه نشسته‌اند ، بشناسى ! ر . ك : منابع قبلى ؛ نيز : قمى ، التفسير ( تفسير قمى ) ، ص 269 .