الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني (مترجم: آرمين)

34

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى)

مىدهد به تمام جزئيات قرآنى مربوط به موضوع احاطه يابند . به عنوان مثال ، كسى كه در موضوع غريب القرآن قصد تأليف كتابى داشت تمام واژه‌هاى قرآن را كه معنايى مبهم و دور از ذهن داشت ذكر مىكرد ؛ و يا كسى كه در مجاز القرآن كتابى مىنوشت هر لفظى از قرآن را كه در آن نوعى مجاز به كار رفته سراغ مىگرفت ؛ يا كسى كه در امثال القرآن دست به تأليف مىزد خود را به ذكر تمامى مثل‌هايى كه در قرآن آمده مقيد مىساخت ؛ و همين‌طور ساير شاخه‌هاى علوم قرآن . لذا ، شكى نيست كه اگر انسان عمرى را نيز در فراگيرى حاصل زحمات بىپايان دانشمندان علوم قرآن مصروف بدارد ، قادر به اشراف و احاطه بر همهء آن نخواهد بود . اين است كه عالمان كوشيدند تا فشرده‌اى از آن علوم را به عنوان علمى جديد كه در واقع فهرست و راهنما و بيانگر آن علوم است فراهم آوردند . اين علم جديد همان است كه ما آن را علوم قرآن به معناى علمى مدون اصطلاح كرديم . قبل از قرن چهارم هجرى ، دانشمندى را سراغ نداريم كه علوم قرآن را به عنوان علمى مدون گرد آورده يا در اين زمينه دست به تأليف زده باشد ، زيرا انگيزهء لازم براى چنين تأليفاتى در ميان نبوده است . اگر چه ايشان علوم مذكور را در قالب كتابى تدوين نكرده و نامى بر آن‌ها ننهاده بودند ، مجموعهء اين علوم در سينه‌هاى عالمان مبرز و مطلع وجود داشته است . آرى ، مجموعهء علوم قرآن در ذهن و سينهء عالمان برجستهء سلف موجود بوده است . در تاريخ زندگى شافعى « 1 » مىخوانيم كه او به اتهام رهبرى حزب علويان يمن گرفتار آمد و در غل و زنجير به بغداد نزد هارون الرشيد روانه شد . هارون كه دانست او مردى فاضل و دانشمند است پرسيد : شافعى ، دانش‌اندوزى از كتاب خدا سزاوارتر كارى است كه بايد بدان آغاز كرد ، آگاهى تو به كتاب خداى عز و جل تا چه اندازه است ؟ شافعى پاسخ داد : خداوند كتاب‌هاى بسيارى نازل فرموده است ؛ امير المؤمنين از كداميك از آنها مىپرسد ؟ هارون گفت : آفرين بر تو ! من از كتابى سؤال مىكنم كه خداوند آن را بر پسر عمويم محمد ( ص ) نازل فرمود . شافعى پاسخ داد : علوم قرآن فراوان است . آيا منظور تو محكم و متشابه قرآن است ، يا تقدم و تأخر آن ، يا ناسخ و منسوخ آن و يا . . . ؟ و به اين ترتيب همهء علوم قرآن را برشمرد و همه سؤال‌ها را چنان پاسخ گفت كه هارون الرشيد و

--> ( 1 ) . ابو عبد اللّه محمد بن ادريس بن عباس بن عثمان بن شافع ( 150 - 204 ه . ق ) رئيس مذهب شافعيه . از آثار اوست : كتاب الأم در فقه ، رسالة الإمام الشافعى در اصول فقه و الرسالة ( الأعلام زركلى ، 6 : 26 ) .