الشيخ محمد عبد العظيم الزرقاني (مترجم: آرمين)

28

مناهل العرفان في علوم القرآن (فارسى)

همه خصوصيات و مزاياى كامل عربان ، مانند قدرت حافظه ، تيزهوشى ، قريحه و خوش طبعى در سخن ، آشنايى با شيوه‌هاى بيانى و ارزيابى دقيق سخنان و شنيده‌ها برخوردار بودند ، به طورى كه به لطف سرشت و صفاى فطرت خويش آنچه را ما على رغم برخوردارى از انبوه دانشها و فنون بسيار قادر به درك آن نيستيم از علوم قرآن و اعجاز آن درك مىكردند . اصحاب رسول خدا ( ص ) با وجود دارا بودن اين خصايص درس ناخوانده بودند و ابزار كتابت برايشان فراهم نبود و رسول خدا ( ص ) نيز ايشان را از اينكه بجز قرآن از او چيزى بنويسند نهى فرمود . بر اساس آنچه در صحيح مسلم از ابو سعيد خدرى « 1 » نقل شده ، رسول خدا ( ص ) در آغاز نزول وحى به آنان فرمود : « لا تكتبوا عنى . و من كتب عنى فليمحه . و حدّثوا عنى فلا حرج . و من كذب علىّ متعمدا فليتبوّأ مقعده من النار . » « 2 » اين تاكيد بدان دليل بود كه تا زمانى كه وحى قرآن نازل مىشد بيم آن وجود داشت كه قرآن با مطالب ديگر اشتباه شود و با سخنانى كه قرآن نيست درهم آميزد . بنا به عوامل مذكور در صدر اسلام علوم قرآن همانند حديث نوشته نشد . دوران نسل اول به همين منوال در عهد شيخين سپرى شد . البته صحابه در نشر تعاليم اسلام و قرآن و علوم آن و همچنين سنت پيامبر و ثبت آن به طريق شفاهى و شنيدارى زبانزد همگان بودند . 2 . دورهء آمادگى براى تدوين علوم قرآن دورهء خلافت عثمان ( رض ) فرا رسيد و سرزمين اسلامى گسترش يافت . اعراب فاتح با مللى كه زبان عربى نمىدانستند درآميختند ، لذا بيم آن مىرفت كه در جريان اين پيروزىها و آميزش‌ها عربان خصوصيات عروبت خود را از دست بدهند . اين نگرانى در مورد خود قرآن نيز وجود داشت . بدين معنا كه اگر مسلمانان بر يك مصحف امام توافق نكنند ، در مورد قرآن دچار اختلاف گردند و فتنه و فساد فراگير شود . به همين دليل ، عثمان فرمان داد تا قرآن در مصحف امام جمع‌آورى و از آن مصحف‌هايى استنساخ و به ولايات مختلف سرزمين اسلامى ارسال گردد ؛ و مردم را نيز موظف ساخت تا بجز قرآن رسمى

--> ( 1 ) . - ص 165 ( 2 ) . « از سخن من چيزى منويسيد . و هركس از گفتهء من ( غير از قرآن ) چيزى نوشته است بايد آن را محو سازد . و اگر گفتهء مرا روايت كنيد بر شما گناهى نيست . و هركس از روى عمد بر من دروغ بندد جايگاهش در آتش است . » صحيح مسلم ، كتاب الزهد و الرقائق ، باب الثبت فى الحديث و حكم كتابة العلم ، ح 72 .