محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

58

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

اين جنايت فرو رفتيد ، از امروز فقط سه روز در خانه‌هاى خود زنده هستيد و مىتوانيد از نعمت زندگى بهره‌مند باشيد و پس از آن عذاب خدا مىآيد و بعد از عذاب ، عقاب اخروى نيز شامل حالتان خواهد شد و در تحقق اين وعده شك و ترديد متصور نيست . شايد صالح عليه السّلام سه روز به آنان مهلت داد تا فرصتى براى بازگشت به سوى خدا داشته باشند بلكه به دعوت صالح لبيك گويند ، ولى به حدى ترديد در روحشان و غفلت بر قلوبشان ريشه دوانده بود كه هشدارهاى صالح بر آنان تأثيرى نداشت و آنان را به راه راست بازنگرداند ، بلكه تهديد صالح را دروغ پنداشته ، اعلام خطر او را به استهزاء گرفتند و به تمسخر و سرزنش وى افزودند و از او خواستند كه در نزول عذاب آنان عجله كند و كيفر آسمانى را هرچه زودتر براى آنان بياورد ! صالح عليه السّلام در مقابل خيره‌سرى مخالفين خود گفت : چرا قبل از اينكه كار نيكى انجام دهيد در نزول عذاب خويش شتاب مىكنيد ؟ ! اى كاش از خدا طلب آمرزش مىكرديد ، شايد رحمت خدا شامل حالتان گردد و از عذاب نجات يابيد . گفتار صالح عليه السّلام در اين قوم اثر نكرد و آنان چنان در گرداب گمراهى غوطه‌ور و تسليم خودسرىهاى خود گشته بودند كه به پيغمبر خدا گفتند : ما به تو و يارانت فال بد زده‌ايم و وجود شما را در اجتماع مضر مىدانيم . سپس عده‌اى از قوم صالح گرد آمدند و سوگند ياد كردند كه در دل شب تاريك ، با شمشير برهنه ناگهان به صالح و پيروانش حمله كنند و پس از اين تصميم ، قرار گذاشتند كه اين نقشه محفوظ بماند و احدى از اين راز باخبر نشود . قوم صالح عليه السّلام با اين گمان نقشهء قتل صالح و يارانش را طرح كردند و به فكر كشتن ايشان افتادند كه اگر آنان را به قتل برسانند ، از عذاب الهى محفوظ مىمانند و از كيفرى كه به زودى آنان را فرامىگيرد ، نجات مىيابند ولى خدا به اين خيره‌سران مهلت نداد و نقشه آنان را نقش برآب كرد و مكر آنان را به خودشان بازگرداند و صالح از توطئه قوم خويش نجات يافت . كيفر خدا به منظور تصديق تهديد صالح و حمايت از رسالت او فرود آمد و صاعقه آسمانى قوم صالح را فراگرفت تا به كيفر ستمگرى خود برسند و