محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

49

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

را به شما اعلام كردم . قوم هود گفتند : بدون ترديد يكى از خدايان ما بر تو غضب كرده و عقل تو را مختل نموده و طرز تفكر تو را درهم ريخته است و به همين دليل هزيان مىگويى ، به تصوراتى كه فقط در ذهن خودت وجود دارد زبان مىگشايى و خيالبافى مىكنى و به بيان خرافات مىپردازى . قوم هود گفتند : آن استغفارى كه پس از آن باران مىآيد و به ثروت ما افزوده مىگردد و نيروى ما دوچندان مىشود چيست ؟ و آن روز قيامتى كه گمان مىكنى پس از پوسيدن استخوانهاى ما و متلاشى شدن كالبدمان برپا مىشود ، چيست ؟ افسوس كه وعده‌ها و پند و اندرزهاى تو بعيد و غير معقول است ! ما غير از زندگى دنيوى و طبيعى چيز ديگرى نداريم . ما طبق قوانين طبيعت بوجود مىآييم ، زندگى مىكنيم و مىميريم و همه چيز در دست طبيعت است . بعلاوه آن عذابى كه ما را به آن تهديد مىكنى و انتظار دارى كه ما به آن گرفتار شويم چيست ؟ ما گفتار تو را تصديق نمىكنيم ، از عبادت خدايان خود باز نمىگرديم ، اگر راست مىگويى آنچه ما را به آن تهديد مىكنى بياور و آن عذاب كذايى را بر ما نازل كن . آنگاه كه هود عليه السّلام لجاجت را از گفتارشان و اصرار به مخالفت را از اعمالشان دريافت ، ايشان را خطاب كرد و گفت : من خداى خود را گواه مىگيرم كه وظيفهء خود را انجام دادم و در ابلاغ رسالت خود كوتاهى نكردم . هيچگاه براثر ترس ، دست از كار خود برنداشتم و در راه اين رسالت آسمانى و جهاد مقدس نهايت سعى خود را به خرج دادم . من از جمعيت شما باكى ندارم ، از غضب شما نمىترسم ، از اين به بعد عليه من هر طرح و نقشه‌اى داريد اجرا كنيد و هرآنچه در قدرت داريد به كار گيريد ، توكل من به خدايى است كه پروردگار من و شما است . آن خدايى كه زندگى هر جنبنده‌اى در يد قدرت اوست ، و پروردگار من بر صراط مستقيم ، و حكيم است .