محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
26
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
ابليس براى فريب آدم و همسرش مخفيانه به بهشت راه يافت و با حيله و نيرنگ مشغول صحبت با آدم شد و به او وانمود كرد كه در رفاقت خود با آدم صادق و در پند و اندرز ناصحى مشفق است . ابليس براى حصول اطمينان آدم هر راهى را پيمود و هر درى را كه مىپنداشت اميدى در آن باشد كوبيد ، مهر و محبت خويش را بر آدم و همسرش عرضه داشت و از راه دلسوزى ، ايشان را از زوال نعمتشان ترساند و به آنان گفت : « رمز اينكه خدا شما را از ميوه اين درخت منع كرده اين است كه اگر از آن استفاده كنيد ، فرشته خواهيد شد و يا در بهشت جاويدان خواهيد بود ! » « 1 » ابليس چون ديد ، آدم و همسرش از رأى و مشورت او گريزانند و وسوسهاش در اين زن و شوهر مؤثر نمىافتد ، و گوش ايشان به حرفهاى او بدهكار نيست ، برايشان سوگند ياد كرد كه من خيرخواه و امين شما هستم و قصد ضرر و زيان به شما را نداشته و نمىخواهم به شما صدمهاى وارد شود تا بدين ترتيب بر صحت قصد و رأى خود تأكيد كند . سپس ابليس در كار خود افراط و اصرار ورزيد و به فريب آدم و همسرش ادامه داد تا به هر طريق بتواند دست آدم و حوا را به ميوه ممنوع برساند و ادامه داد : بوى اين ميوه بسيار مطبوع و طعم آن بىنظير است و رنگى بسيار زيبا و جالب دارد . سرانجام مكر و حيله شيطان ، آدم و همسرش را فريب داد و كلمات زيبا و وعدههاى شيرين ابليس اين زن و شوهر را اغوا كرد و عاقبت ايشان از رأى او متابعت كردند و خود را به آنچه خدا نهى كرده بود ، رساندند . هبوط آدم عليه السّلام آنگاه كه آدم و همسرش از دستور خدا سرپيچى كردند ، خدا نعمت خويش را از آنان گرفت و بهشت را بر آنان تحريم كرد و به آنان يادآورى نمود : « مگر من شما را از اين درخت منع نكردم و به شما نگفتم : شيطان دشمن آشكار شما است » ؟ « 2 »
--> ( 1 ) . سوره اعراف ، آيه : 20 « ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ . . . » ( 2 ) . سورهء اعراف ، آيه : 22 « أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ . . . »