محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)
20
قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)
گذاشت و به آنها خبر داد كه به زودى مخلوق ديگرى مىآفرينم كه در روى زمين منتشر مىشوند . از منابع زير زمين استخراج مىكنند و گروه گروه جاى يكديگر قرار مىگيرند و زمين را حفظ مىكنند . فرشتگان مخلوقاتى هستند كه خدا آنان را جهت پرستش خود برگزيده است و نعمت خويش را بر آنان جارى و فضل خود را بر آنان مخصوص نموده است . آنان را در راه خشنودى خود موفق و در طريق اطاعت خويش حمايت نموده است . ملائك از راز خلقت و خلافت انسان بىخبر بودند ، لذا بر آنان گران آمد كه خدا موجودات ديگرى را خلق كند ، زيرا خداوند فرموده بود كه بيشتر اين موجودات در تقوى و عبادت به پاى فرشتگان نمىرسند ، پس آنها ترسيدند كه شايد اراده خدا در خلقت انسان ، بخاطر قصور آنان در انجام وظيفهاشان بوده است ، لذا بىدرنگ به تبرئه خويش پرداختند و عرضه داشتند : بار خدايا ! بااينكه ، ما همواره تسبيح و تقديس تو را مىنماييم ، چگونه اراده شما بر خلقت ديگرى قرار گرفته است ؟ مىخواهى آنان را روى زمين جانشين خويش قرار دهى ؟ آيا مىخواهى اين نوآفريدگان ، در منافع زمين با يكديگر به اختلاف برخيزند و هريك فوايد آن را براى خويش بخواهند و آنگاه به فساد بپردازند و خونهاى فراوان بريزند و جانهاى پاك و منزه را تباه كنند . ؟ ! « 1 » فرشتگان رمز خلقت انسان را سؤال كردند تا شبهه آنان بر طرف و وسوسه از فكرشان خارج شود ، يا شايد اميدوار بودند كه خدا آنان را در زمين جانشين خود قرار دهد ، چون فرشتگان قبل از بشر ، نعمت خدا را رعايت و حق معرفت او را ادا كرده و در پرستش خدا خالص و در حكمتش تابع بودند ، اما هرگز نمىخواستند شك و ترديدى نسبت به حكمت خدا و خليفهء او وارد سازند ، زيرا ملائك ، اولياء مقرب خدا
--> ( 1 ) . سوره بقره ، آيه : 30 « . . . أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها . . . » ممكن است از اين آيه استنباط كنيم كه قبل از آدم ، موجوداتى روى زمين زندگى مىكردهاند و پس از طغيان و اخلالگرى و نابودى يكديگر ، نسلشان منقرض گرديده و در دورانى بعد ، مجددا ارادهء خدا به خلق انسان بر روى زمين تعلق گرفته است و چون فرشتگان ، سوابق بشر را مىدانستند درصدد رفع شبهه خود و اطلاع از حقيقت امر برآمدند ، مترجم .