محمد أحمد جاد المولى (مترجم: زمانى)

147

قصص القرآن (قصه هاى قرآنى) (فارسى)

يوسف عليه السّلام حاكم مصر گواهى و اعتراف زليخا ، يوسف را از تهمت مبرا و پاكدامنى او را بر همگان ثابت كرد . شهادت ساقى درباره اخلاق يوسف در زندان ، صحت گفته‌هاى زن عزيز را تقويت كرد . ساقى گفت : او صبورى بردبار و عالمى متواضع است . اعتراف زليخا و شهادت ساقى به آنچه پادشاه مصر از حسن تعبير و هوش و ذكاوت و تدبير او درك كرده بود افزوده شد و بعلاوه عدم تمايل به خروج از زندان قبل از اثبات برائت و بىگناهى او ، همه حكايت از علم ، تقوى و پاكدامنى او داشت و شخصيت واقعى او را نمايان ساخت . اخلاق شايسته ، پاكدامنى و علم سرشار يوسف موجب شد كه پادشاه مصر او را به خود نزديكتر سازد و او را به عنوان رياست دولت و دربار خود برگزيند . يوسف عليه السّلام به دربار مصر راه يافت و پادشاه او را نزد خود خواند و با او سخن گفت و وى را از جهت عقل و تجربه سرآمد يافت . نظر پادشاه مصر با اخبارى كه دربارهء او شنيده بود يكسان شد و آنچه ديده بود و سابقه‌اى كه از او داشت ، موافق درآمد و يوسف را مردى لايق يافت . پادشاه رو به يوسف كرد و گفت : اى يوسف ! اخلاق شايسته‌اى كه تو را زينت داده ، نام نيكى كه از تو به يادگار مانده ، سابقه درخشانى كه تو دارى و آنچه در كردار و حلم سليم و عقل رشيد تو نمودار است ، همه و همه مقام و منزلت تو را نزد من بسيار ارجمند و بلندمرتبه كرده است ، اكنون و از اين پس تو امين دولت مايى ، بايد براى منافع مملكت ما بكوشى و به اصلاح امور آن اقدام كنى . در اين راه براى صدور هر فرمان و دستور و اجراى هر عملى مختارى ! يوسف مىدانست كه ملت مصر ايام آسايش و سپس روزگار محنتى در پيش دارند ، رود نيل چندين سال براى آنان منبع خير و بركت خواهد بود و آنگاه سالها فيض خود را بر آنان قطع خواهد كرد و از مردم روى برخواهد گرفت و سالها به وعده خود وفا نخواهد كرد . يوسف مىدانست كه در چنين شرايطى براى اداره امور مردم مصر ، بايد حساب خزانه را در كنترل داشته باشد و بنابراين بايد حفظ خزانه و امور اقتصادى و دارايى كشور را نيز خود به عهده گيرد تا موجب دوام و بقاى مملكت شود .