محمود بن محمد حسنى واعظ

77

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى)

- كلامى ديگر كه در اين باب مىتوان بيان نمود ، آن است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، حجّت خدا بر مردم است ، و خداوند به وجود او ، و به برانگيختن او ، بر مؤمنين خود منت گذارده است : « لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ . إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ( آل عمران / 164 ) و اطاعت و فرمانبردارى از او را در مواضع مختلف بر جميع بندگان لازم فرموده است . « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ » ( نساء / 59 ) و عدم تبعيت او را ، وعدهء عذاب داده است . آيا عقل سليم مىپذيرد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، العياذ باللّه اين مقدار نادانسته ، از خداوند به سبب دو فردى كه قبل و بعد از بعثت احوال ايشان معلوم بوده ، طلب عزّت دين خود را بنمايد ؟ ! آيا مىتوان پذيرفت كه مقام ايشان از منزلت و جايگاه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز فراتر رفته و نزد خدا مقامى رفيعتر از رسولش ، كه در شأن او فرمود : « لولاك لما خلقت الافلاك » پيدا نموده‌اند ، خداوند ، دين را به وجود ايشان ، عزت بخشد ؟ آيا در عالم اسلام ، از اين دو فرد شاخص‌تر و با شخصيت‌تر وجود نداشت ؟ و همان مانده بود كه دين خدا ، به وجود اين دو نفر ! عزيز شود ؟ ! خداوند عزّ و شأنه ، دين خود را به سبب رسول خود عزيز نگرداند ؟ لكن اين دو نفر سبب عزّت اسلام و مسلمين شوند ؟ ! سبحان الله ، تعالى عن ذلك علوا كبيرا .